کهف حقیقت (ندبه)

«بر من سخت است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی...»

حل مشکل یا تشدید مشکل؟ کدام؟

انسان چه بگوید وقتی همه‌چیز عیان است. جماعتی برای اعلام گلایه‌های‌ اقتصادی‌شان جمع شدند و حرف‌شان را‌ زدند. جاهای دیگر دنیا هم معمولا همین است. اما آنجا وقتی مطالبات اقتصادی‌ات را جار می‌زنی، مُشتی خودفروخته در خارج و دنباله‌های آموزش‌دیده‌‌شان در داخل، خود را پشت مردم پنهان و مطالبه اقتصادی آنان را به آشوب سیاسی بدل نمی‌کنند. در این چند روز چند سرباز و بسیجی یا نظامی جوان بی‌گناه به شهادت رسیدند (1 و 2) و بعضی از اموال مردم آسیب دید. فیلم‌های جعلی و ساختگی برای تحریک احساسات مردم هم که پای ثابت آشوب‌های چند سال اخیر است.

پس تکلیف چیست؟ چه باید کرد؟ قصد مردم این بود که صدایشان را به گوش رئیس و وزیر و وکیل برسانند و در تجمعات مسالمت‌آمیز روزهای اول همین کار را کردند. اما با نفوذ مجدد خرابکاران بین مردم، تداوم حضور مردم در کف خیابان فقط پوششی فراهم می‌کند تا آنها کارشان را پیش ببرند. نتیجتاً مشکل (اقتصاد) که حل نمی‌شود هیچ، مشکلات دیگری (ناامنی داخلی و تهاجم خارجی) هم به آن اضافه می‌شود. گفتن ندارد، سوریه و سودان جلوی چشم‌مان است.

وقتی از رجوی و پهلوی گرفته تا رؤسای آمریکا و اسرائیل علناً به شورش دعوت می‌کنند، هر ایرانی قاعدتا خودش تشخیص می‌دهد که اولویت اولش امنیت و حفظ یکپارچگی کشور است.

چهل و شش سال است به‌خاطر جرمی که مرتکب نشده‌ایم، تحریمیم. چهل و شش سال است برای زمین زدن‌مان نقشه می‌کشند و برنامه‌ می‌ریزند، چون نخواستیم به آنها بگوییم: چشم و نخواستیم آنطور که آنها می‌خواهند و آنها می‌گویند زندگی کنیم. هر چه توانستند کردند، اما نشد. حالا شقی‌ترین آحاد بشر که ارتباطش با قاچاقچی دختران نابالغ فقط یک فقره از کثافت‌کاری‌های اوست، در حمایت از پروژه آشوب‌ در ایران توییت زده و گنده‌گویی کرده.

عقل حکم می‌کند اول توی دهان دشمن خارجی بزنی و بعد اوضاع داخلی خودت را سروسامان بدهی که آن‌هم فقط با مشارکت فعال مردم ممکن است.