کهف حقیقت (ندبه)

«بر من سخت است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی...»

آنچنان که بنده فهمیدم

ارز ترجیحی مثل استخوانی در گلو بود که هم بلعیدنش گلو را زخم می‌زند و هم خارج کردنش؛ بودنش موجب خوشحالی رانت‌خواران بود و نبودنش می‌توانست بار هزینه‌های معیشت را سنگین‌تر کند.

چرا ارز ترجیحی؟

بعضی دولت‌ها در دوره‌های مختلف، برای جلوگیری از جهش قیمت کالاهای وارداتی ضروری مثل دارو و مواد غذایی، دلار را به‌قیمت دستوری و کمتر از نرخ بازار آزاد به واردکننده دادند تا کالا را ارزانتر وارد کند و ارزانتر (با قیمت مصوب) بفروشد. مابه‌التفاوت نرخ آزادِ دلار را هم دولت از منابع عمومی کشور (که در اصل متعلق به عموم مردم است) می‌پرداخت تا کالاهای ضروری ارزانتر به دست مردم برسند.

فرض کنید قیمت دلار در بازار آزاد ارز، 100,000 تومان است. اگر وارد کننده، کالا را با همین نرخ وارد کند، طبیتاً باید متناسب با همان نرخ، روی آن سود بکشد و بفروشد تا ضرر نکند. چنان قیمتی برای مصرف‌کننده بسیار گران تمام می‌شد. پس دولت دلار 100,000 تومانی را اصطلاحا با نرخ ارز ترجیحی (که در دوره اخیر 28,500 تومان بود) به واردکننده می‌داد، به‌شرطی که واردکننده هم کالای وارداتی را متناسب با نرخ مصوب در بازار بفروشد.

اما در عمل چه می‌شد؟ تخلف بعضی واردکنندگان، جولان دلال‌ها و البته ضعف خود دولت و بعضی نهادهای مسئول در نظارت و برخورد با متخلفان، سبب می‌شد کالاهایی که با ارز ترجیحی (ارزان) وارد می‌شوند، اغلب همچنان گرانتر از قیمت مصوب به دست مصرف‌کننده برسند.

معضل بعدی صادرات معکوس بود؛ یعنی بعضی متخلفان کالایی را که از جیب مردم با ارز ترجیحی وارد شده بود، با نرخ ارز آزاد به کشورهای همسایه می‌فروختند تا بیشتر سود کنند! عده‌ای هم کالا را احتکار می‌کردند. (حتما واردکنندگان پاکدستی هم بوده‌اند که کارشان را درست و مطابق قانون انجام داده‌اند.)

چنین شد که گروهی از منتقدان ‌گفتند «اگر قرار است مردم کالا را گرانتر از نرخ مصوب بخرند و فسادی چنین گسترده شکل بگیرد، چرا سالانه میلیاردها دلار منابع ارزی کشور تلف شود و به جیب مُشتی رانت‌خوار برود؟ ارز ترجیحی را حذف کنید و یارانه‌ای را که به واردکننده می‌دادید، به خود مردم دهید.»

گروه دیگری اما معتقد بودند که حذف ارز ترجیحی هرچند فی‌نفسه خوب و لازم است، در شرایط فعلی اقتصادی کشور، به‌صلاح نیست چون طبیعتاً قیمت اجناس افزایش می‌یابد و اثر روانی حذف ارز ترجیحی نیز خواه‌ناخواه مزید بر علت می‌شود.

ضمنا یارانه‌ اضافه‌‌ای که دولت (از محل حذف ارز ترجیحی) به مردم خواهد داد، چند قلم کالای خاص را شامل می‌‌شود اما سایر خدمات و کالاهایی را که ممکن است تحت تاثیر آزاد شدن قیمت‌ها افزایش یابند، در برنمی‌گیرد.

کدام دو استدلال بالا درست است؟ هر دو از جهاتی درست می‌گویند. ارز ترجیحی مفاسد زیادی به‌وجود آورده بود و در تعدیل قیمت‌ها هم اثر محسوسی نداشت. موافقان حذف ارز ترجیحی می‌گویند، این‌کار شاید در کوتاه‌مدت قیمت‌ها را مضاعف افزایش دهد اما در بلندمدت، قیمت‌ها به ثبات نسبی می‌رسند، رانت در این حوزه از بین می‌رود، رقابت در بازار سالم‌تر می‌شود و یارانه به مصرف‌کننده نهایی می‌رسد. از طرف دیگر، ملاحظات گروه دوم هم درست و قابل‌توجه است: آیا با وجود تورم و شرایط فعلی اقتصادی، دسیسه‌های علنی بیگانگان برای ایجاد ناامنی و آشوب در کشور، دولت و نهادهای نظارتی در صورت حذف ارز ترجیحی می‌توانند جلوی بی‌ثباتی نرخ ارز را بگیرند و فشار اقتصادی بر مردم را مهار کنند؟

ضمنا می‌شد ارز ترجیحی را تدریجا و در چند مرحله حذف کرد تا هم بازار راحت‌تر خود را تطبیق دهد و هم اثرات روانی آن کمتر شود.

در هر حال، دولت و مجلس سرانجام تصمیم گرفتند بساط ارز ترجیحی را برچینند. فعلا یارانه تامین کالاهای خوراکی اساسی به‌ازای هر ایرانی یک میلیون تومان است. گفته شده (منبع خبر) مبلغ یارانه‌ها متناسب با تغییر قیمت‌ها در آینده به‌روزرسانی خواهدشد.

از برآیند نظرات موافقان و مخالفان و بنا به تجربه شخصی‌ چنین دریافتم که آنچه بیش از بودن یا نبودن ارز ترجیحی اهمیت دارد، کفایت دولت و مجلس و قوه قضائیه در اجرای قانون و نظارت بر آن است. اگر نظارت و اجرا ضعیف باشد، چه با ارز ترجیحی و چه بی‌آن، مفسد و متخلف و دلال و محتکر و گران‌فروش از قانون می‌گریزند و بازار را ملتهب می‌کنند.

در حال حاضر، قیمت ارز در مرکز مبادله رو به کاهش است که خبر خوبی است. ارز ترجیحی هم فقط به گندم و دارو اختصاص پیدا می‌کند (منبع).

در هر حال، بنده به آینده امیدوارم و جز توکل به خدا، همیاری، بردباری، مطالعه، انتقاد و مطالبه‌گری، چنان که به امنیت ایران آسیب نزند، برای اصلاح امور کشورمان راه دیگری نمی‌شناسم.

کسانی که در موضوع این نوشته، اشراف یا اطلاعات بیشتری دارند یا فکر می‌کنند نقد و نکته‌ای ناگفته مانده است، لطف می‌کنند مطرح کنند.

خدایا کام دل این مردم را شیرین کن.

جد و جهد

کسانی که کارشان را جدی می‌گیرند و می‌کوشند آن‌را بی‌نقص انجام دهند، احترام‌برانگیزند؛ چه خیاط باشند، چه بقال یا کارمند یا کارگر، راننده، پزشک، معلم یا هر که...

در جامعه رشدیافته همه الزاماً کاشف و مخترع نیستند، بلکه هر کس هرجا که هست جدی و درست و دقیق کار می‌کند.

اللهم الرزقنا...

میدان فرهنگ

شمار حاضران در گردهمایی «حجاب فاطمی» حدود 60,000 نفر برآورد شد؛ حضور سردار قاآنی پر از معنا بود. ما در میانه‌ی جنگی فرهنگی و تمام‌عیار هستیم.

خدا قوت به بانیان و حاضران در برنامه

درستکاری

پدر، نماینده مجلس بود و پسر، پیک موتوری. پسر نوجوان، چند شب پیش در اثر آتش گرفتن موتور سیکلتش دچار سوختگی شد و بعد از چند روز درگذشت. حتی صاحب‌کارش تا قبل از حادثه نمی‌دانست امیراحمد فرزند روح الله موسوی است؛ رئیس پلیس سابق شهرکرد و نماینده فعلی لردگان در مجلس شورای اسلامی.

امثال امیراحمد زیادند؛ امثال پدرش نیز. اما کسی که پرهیزگاریش برای خداست و ریا نمی‌کند، ناشناس می‌ماند.

ماجرای امیراحمد و پدرش، هم مایه مباهات مردم و نظام است و هم تلنگری است برای همه ما و از جمله صاحب‌منصبان.


اشتباها نام مرحوم را امیرعلی نوشته بودم که ضمن عرض پوزش، اصلاح کردم.

اجتماع امروز

در مطلب قبلی با اینکه تصویر تبلیغاتی اجتماع امروز را منتشر کرده بودم، اشتباها زمان آن را چهار و نیم بعد از ظهر نوشته بودم؛ اما زمان شروع مراسم دو و نیم بعد از ظهر است. ان شاء الله همه خانواده‌ها و ساکنان تهران و کسانی که استطاعت دارند، شرکت کنند.

نشانی مطلب قبلی برای اطلاعات بیشتر

سلامت جامعه

برخلاف بعضی از مسئولان سیاسی و فرهنگی که در قبال وضعیت نابسامان پوشش و عفاف در جامعه سکوت کرده و یا خود را به خواب زده‌اند، اکثر مردم به سلامت جامعه اهمیت می‌دهند و آینده فرهنگی کشور و فرزندان‌شان برای‌شان مهم است.

بسیاری از دخترانی که تحت تاثیر جوِّ جاری، کشف حجاب کرده‌اند، باطن پاکی دارند و با تلنگری به‌جا یا گفت‌وشنودی منطقی و محترمانه، آگاهانه‌تر از قبل به پوشش و حجاب بازمی‌گردند.

فردا جمعه، هفتم آذر، ساعت دو و نیم بعد از ظهر، مردم تهران در قالب دسته‌ی بزرگ خانوادگی «حجاب فاطمی»، برای تعظیم مقام حضرت زهراء سلام الله علیها و حمایت و حراست از سلامت فرهنگی و حجاب و عفاف جامعه، از چهارراه حضرت ولی‌عصر عج الله تعالی فرجه الشریف به حرکت درمی‌آیند.

بانی حرکت، گروه «دختران انقلاب» است؛ گروهی که مدتهاست با گفت‌وگوی دوستانه، مشفقانه و مستدل، دختران کشف حجاب‌ کرده را به میل و انتخاب خودشان به وادی حجاب و عفاف بازمی‌گرداند.

به سهم خود، دعوت می‌کنم ساکنان تهران و کسانی که استطاعت دارند، شرکت کنند.

مثلا فرهنگ و ارشاد!

وزارت ارشاد و بعضی زیرمجموعه‌هایش که قرار بود متولی فرهنگ کشور باشد، با کارهای کرده و نکرده‌ی عجیب‌اش به وزارتخانه‌ای نه غیرفرهنگی که ضدفرهنگ تبدیل شده.

ابتذال تکراریِ ماه‌های اخیر در صحنه‌های نمایش و سینما و کنسرت‌ها بدون تایید یا سکوت مسئولان این وزارتخانه چگونه ممکن بود؟

خب، البته ما هم از مطالبه دست برنمی‌داریم. حوصله ما در پیگیری خیلی زیاد است، الحمدلله.


غزه مظلوم و مقتدر را فراموش نکنیم: ایران همدل

پایانی بر بانک بی‌آینده

بانک آینده سرانجام منحل شد؛ بانکی که حدود ۷۴۰ هزار میلیارد تومان زیان انباشته روی دوش اقتصاد کشور گذاشت.

خدا را شکر؛ سرانجام مطالبات مردم، جمعی از نمایندگان و رسانه‌ها نتیجه داد. بانکی که خسارتش از فوایدش بیشتر بود، بسیار پیش‌تر از اینها باید ریشه‌کن می‌‌شد. هر روز تعلل بی‌جا در انحلال این بانک، میلیاردها تومان به اقتصاد کشور آسیب زد.

با اختیاراتی که به بانک مرکزی داده شده، توقع داریم با سایر بانک‌های فاسد یا ناکارآمد نیز چنین کنند. مهم‌تر از برچیدن چنین بانک‌هایی، سوزاندن ریشه این‌نوع بانکداری است.

بانک‌های فاسد، بی‌انضباط و متخلف از مسببان اصلی کاهش ارزش پول ملی و افزایش تورم هستند که مستقیما بر معیشت مردم تاثیر می‌گذارد.

  • بانک‌هایی که از محل سپرده‌های مردم به (شرکت‌های تابعه‌ی خودشان) وام‌های هزاران میلیاردی می‌دهند
  • بانک‌هایی که به‌راحتی قوانین را نادیده می‌گیرند و از زیر بار اعطای وام ازدواج، اشتغال، مسکن و فرزندآوری به مردم شانه خالی می‌کنند
  • بانک‌هایی که به‌جای هدایت پول به بخش تولید، خود به بنگاه‌داری غیرمولد روی می‌آورند، ملک می‌خرند، ایران‌مال می‌سازند و نهایتا زیان‌های مالی ده‌ها و صدها هزاران میلیاردی به‌بار می‌آورند
  • و پس از چنین خرابکاری‌هایی، برای جبران بخشی از ناترازی‌های مالی‌شان باز از جیب مردم (بانک مرکزی) استقراض می‌کنند...

همان بهتر که محو شوند.

اگر ما مردم می‌خواهیم مبارزه با فساد را مطالبه کنیم و به نتیجه برسانیم، ابتدا باید گلوگاه‌های فسادزا و عاملان عمده فساد را بشناسیم، وگرنه با ناامیدی و غر زدن و چیزهای بی‌ربط را به هم ربط دادن، هیچ کاری درست نمی‌شود. پیگیری مستمر مردم و جوانان دغدغه‌مند برای تعیین تکلیف بانک آینده نمونه خوبی از مطالبه‌گری درست و هوشیارانه بود.

مبادا ابتذال عادی شود

بزرگی گفته بود حتی در جمع‌های دوستانه و خودمانی از شوخی‌های کلامی جلف و زننده بپرهیزید که دل را تاریک و ظلمانی می‌کند.

گاهی که تلویزیون بعضی از آثار دهه شصت و هفتاد ایران را نمایش می‌دهد، پاکیزگی کلام‌ و حتی بازی و پوشش موقّر بازیگران‌، حسرت‌ مخاطب را برمی‌انگیزد که: بر سر آن سینمای خویشتن‌دار چه آمد و چرا در مواردی، بی‌شرمی و دریدگی و پلشتی جایش را گرفت.

شاید ترکش همان ابتذال نسبی در سینما بود که متاسفانه در یکی دو دهه اخیر و تا همین چندسال پیش بر پیکر تلویزیون نیز زخم زد و بعضی از کارهای به‌اصطلاح طنز یا کمدی تلویزیون به کنایه‌ها و شوخی‌های دوپهلو و زننده آلوده شد.

بی‌حیایی و دریدگی حتی در گفتار، فرهنگ عمومی جامعه را خراب می‌کند و قبح گناه را تدریجا از بین می‌برد.

به بعضی از خانواده‌ها باید خیرخواهانه یادآوری کرد که به تماشای هیچ اثر مبتذلی ننشینید و جیب کسانی را پر نکنید که حرمت‌ شما مخاطبان را نگاه نمی‌دارند؛ که اگر برای‌تان حرمت قائل بودند، در مقابل شما و خانواده و فرزندان‌تان زشت نمی‌گفتند و بر پرده سینما پرده‌دری نمی‌کردند.

جایگاهت خوش و خرم باد

محمد کاسبیِ دوست‌داشتنی دنیا را ترک کرد. خداوند رحمتش کند و به خانواده و بازماندگانش صبر دهد. چه در کارهای جدی و چه طنز بازیگر توانمندی بود و خاطراتی ماندگار به‌جای گذاشت. ارادتم نسبت به محمد کاسبی به‌سبب دین‌داری و وطن‌دوستی‌ توأم با هنرمندی‌اش بود.

هنگام حضورش در برنامه «چهل‌تیکه»، ضمن بازگویی بعضی از خاطرات و تجربه‌های معنوی‌اش بسیار اشک ریخت و در بحبوحه قائله ز.زآ به‌رغم بیماری و به‌خصوص فشار روانی شدید براندازان بر جامعه هنری، پای ایران و امامین انقلاب و حاکمیت ایستاد.

خداوند او و همه ما را بیامرزد و عاقبت‌بخیر فرماید، ان‌شاء‌الله


برای شادی او صلواتی بفرستیم: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

بهار در پاییز

گستان با گل‌ها و سبزه‌زارش گلستان است و مدرسه با معلمان و دانش‌آموزانش. دور و بر محل زندگی‌مان مدرسه کم نیست الحمدلله. تابستان که از بچه‌ها خبری نبود، دلت می‌گرفت. به لطف خدا از امروز شور زندگی کنار بچه‌ها باز به کوچه‌ و خیابان‌ شهرها و روستاها بازمی‌گردد. خدا نگهدارشان باشد.

و امیدوارم نظام آموزشی ما پرورش را بر آموزش و همچنین عقل را بر علم مقدم بدارد. علم زمانی سودمند است که تحت هدایت عقل باشد.

و با احترام یاد می‌کنیم از دانش‌آموزان شهیدی (از جمله عکس بالا) که در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه آمریکا، رژیم صهیونی و متحدانشان، به سوی خدا پر کشیدند. خداوند به خانواده‌های‌شان صبر و اجر عطا فرماید، ان شاء الله

اللهم الرزقنا...


مأخذ عکس: کانال رسمی خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در بله: @iribnews

اگر دردم یکی بودی چه بودی

بی‌انضباطی فرهنگی در حوزه پوشش و حجاب چه تعجبی دارد وقتی بعضی از نااهلان در نهادها و سازمان‌های فرهنگی، خود در آتش لاقیدی می‌دمند؟ شماری از فیلم‌هایی که با مجوز وزارت ارشاد روی پرده می‌روند، از آنچه گاهی کف جامعه می‌بینیم شرم‌آورترند. حال و روز شبکه نمایش خانگی را هم لابد خوانده یا شنیده‌اید. این‌همه اصرار بر نمایش وقاحت و نتیجتاً عادی‌سازی آن در جامعه عادی نیست.

ایران همدل: همنوعان‌مان را دریابیم

پویش «ایران همدل» مرتباً فیلمهای توزیع کمکهای مردم ایران به آن دسته از مردم غزه را که به آنان دسترسی هست، منتشر میکند. بعلاوه، چندی پیش در پیامرسان «بله»، گلریزان «عاشقان کربلا» را آغاز کرد تا با کمک مردم، 20 میلیارد تومان برای تامین نان عزیزانمان در غزه گردآوری شود که به لطف خدا و با همت مردم بیش از 17 میلیارد تومان آن تا امروز تامین شده.

تقریبا 4 روز زمان باقی است و سهم هر نفر 200,000 تومان است و هر که بخواهد میتواند بیشتر از یک سهم نیز کمک کند. هرکس میتواند به این پویش بپیوندد و اگر پرداخت چنین مبلغی ممکن نبود، با مراجعه به تارنمای ایران همدل هراندازه که میتواند کمک کند. حتی هزینه یک نان را دستکم نگیریم. مهم خدای متعال است که قبول کند.

ان شاء الله

نشانی گلریزان 20 میلیارد تومانی «ایران همدل» در پیامرسان بله

دشمنان‌مان در دشمنی با ما با یکدیگر متحدند؛ ما از دوستان‌مان غافل نشویم.

از ملزومات آرامش

دولت اگر شعارش وفاق است، خودش بیشتر باید مراقب حرف‌ها و اعمالش باشد. اینکه فلان مسئول بگوید آب نداریم، برق نداریم، پول نداریم، جز توی دل مردم را خالی کردن و جری کردن دشمن چه حاصلی دارد؟!

حل بسیاری از مشکلات فعلی از جمله گرانیِ توجیه‌ناپذیرِ اقلامی مثل برنج و ناترازی انرژی و مدیریت منابع آبی، هماهنگی و تدبیر می‌طلبد.

برای مثال، دولت شهید رئیسی با همین مقدورات جلوی خاموشی‌های گسترده را گرفت. قصدم تخریب نیست، می‌گویم طوری حرف نزنیم که بعضی از هم‌وطنان‌مان ناامید شوند و اشتباهاً گمان کنند مشکلات‌ موجود چاره ندارد.

بدانیم داریم چه میکنیم

مجلس نمایندگان آمریکا استفاده از واتس‌اپ روی گوشی‌های رسمی را ممنوع اعلام کرده و دفتر امنیت سایبری‌شان گفته جزو برنامه‌های پرخطر است.

آی مردم، آی مسئول، بدانیم داریم چه می‌کنیم.

اون تخمه ژاپنی نیست!

از قدیم به تخم هندوانه آجیلی، تخمه ژاپنی می‌گفتیم. برایم سوال بود که تخم هندوانه نمک‌زده‌ی بوداده با ژاپن چه ارتباطی دارد؟! نهایتا به مطلبی برخوردم که می‌گفت درستش اصلا تخمه ژاپنی نیست؛ تخمه جابانی است. و جابان کجاست؟

جابان روستایی از توابع دماوند در استان تهران است که از قدیم‌الایام مرکز تهیه تخمه هندوانه آجیلی بوده، لذا به محصول دست آنان تخمه جابانی می‌گفتند؛ مثل کیک یزدی که همه‌جای ایران تهیه می‌شود اما چون اصلش مال یزد بوده، به کیک یزدی معروف است.

لازم است اشتباه قدیمی را اصلاح کنیم و حاصل دسترنج هموطنان‌مان را به ژاپن نسبت ندهیم. جالب است که دیدم بعضی از فروشگاه‌های عرضه این‌نوع تخمه نام درستش را نوشته‌اند.

زبان، چه رسمی و چه در محاوره چنین حکایت‌ها و ظرافت‌هایی زیاد دارد. خواندن و شنیدنش مفید و گاهی مطایبه‌آمیز است.

حواس‌مان به اشرار باشد

هارت‌وپورت‌ ترامپ در ایران خریدار ندارد. مردم روزه‌شان را گرفتند، سال‌شان را تحویل کردند و مسافرت‌شان را رفتند، الحمدلله.

لولوهای کاخ سفید شاید برای حاکمان دست‌نشانده و واداده بی‌رگ و غیرت حاشیه خلیج فارس ترسناک باشند اما برای ایرانیان مضحک و نفرت‌انگیزند.

تجربه می‌گوید غرب جز ایجاد فتنه و آشوب در داخل ایران برگ دیگری ندارند رو کند. مهره‌های‌شان لاش‌خوروار و بی‌صدا مترصد فرصتی هستند تا باز بیرون بخزند، جامعه را ملتهب کنند و عده‌ای ناآگاه را به کف خیابان بکشانند. اگر بتوانند حتی از اتفاقاتی مثل قطعی موقت آب یک شهر هم آشوب و اغتشاش می‌سازند.

یکی از حربه‌های‌شان فحاشی و نفرت‌پراکنی در فضای مجازی بین قومیت‌ها یا ساکنان این ‌شهر و آن‌ شهر یا این جناح و آن جناح و حربه دیگرشان شایعه‌سازی و بازی با احساسات مردم است.

البته ملت بس که از این فتنه‌ها دیده، پخته‌تر و آگاه‌تر شده، اما تجربه‌ها باید یادآوری و از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند.

منتظر نمانیم تا آتش دیگری به‌پا شود و بعد دست به‌کار شویم. هرجا که فضا را مناسب دیدیم، روشنگری کنیم و افراد اطراف‌مان را نسبت به حقه‌ها و فتنه‌ها آگاه کنیم. یادآورشان شویم که غرب و از جمله صهیونیست‌ها برای به حاشیه راندن ایران به التهاب و اغتشاش امید بسته‌اند و هرجا زمینه را مناسب ببینند، شرارت می‌کنند.

هر شری که به پا کنند، باز کاری از پیش نخواهند برد، به فضل خدا

لَن یَضُرُّوکُمْ إِلَّا أَذًى ۖ وَإِن یُقَاتِلُوکُمْ یُوَلُّوکُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یُنصَرُونَ ‎﴿آل عمران: ١١١﴾‏

جز آزاری [اندک‌] هرگز به شما زیانی نخواهند رسانید؛ و اگر با شما بجنگند، به شما پشت نمایند، سپس یاری نیابند.

(ترجمه مرحوم سیدمحمدمهدی فولادوند)

زبان غریب

من خیلی نگران زبان فارسی‌ام؛ خیلی نگرانم. سالها پیش ما در این زمینه کار کردیم، اقدام کردیم، جمع کردیم کسانی را دُور هم ‌بنشینند. من میبینم کار درستی در این زمینه انجام نمیگیرد و تهاجم به زبان زیاد است. همین‌طور دارند اصطلاحات خارجی [به‌کار ‌میبرند]...

اسم فارسی را با ‌خط لاتین مینویسند! خب چرا؟ چه کسی میخواهد از این استفاده کند؟ آن کسی که زبانش فارسی است یا آن کسی که زبانش خارجی ‌است؟ اسم فارسی با حروف لاتین! یا اسمهای فرنگی روی محصولات تولید شده‌ی داخل ایران که برای من عکسهایش را و تصویرهایش را ‌فرستادند! خب چه داعی داریم ما این کار را بکنیم؟ بله، یکوقت شما یک محصول صادراتی دارید، آنجا در کنار زبان فارسی - فارسی هم ‌باید باشد البته؛ هرگز نبایستی از روی محصولات ما زبان فارسی برداشته بشود - البته زبان خارجی هم به آن کشورهایی که خواهد ‌رفت، اگر زبان دیگری دارند نوشته بشود، اما محصولی در داخل تولید میشود، در داخل مصرف میشود، چه لزومی دارد؟ روی کیف ‌بچه‌های دبستانی چه لزومی دارد که یک تعبیر فرنگی نوشته بشود؟ روی اسباب بازیها همین‌جور؛ من واقعا حیرت میکنم...

من از ‌این احساس خطر میکنم و لازم است که حضرات و شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به این مسئله بجد دنبال کنند و دولت به طور ‌جدی مواجه بشود با این مسئله. حالا معنای مواجهه این نیست که فورا فردا مثلا با یک شیوه‌ی تندی یا شیوه‌ی خشنی برخورد کنند، ‌‌[مواجه بشوید] اما حکمت‌آمیز؛ ببینید چکار میتوانید بکنید که جلو این را بگیرید.

بخش‌هایی از بیانات امام و رهبر انقلاب (حفظه الله) در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۹۲/۰۹/۱۹

نشانی متن کامل بیانات

سایه پرچمت بر سرم

خدایا ما زیر سایه پرچم تو نام تو را در جهان بانگ خواهیم زد و راه‌ تو را خواهیم پیمود و به دنیایی که برابر دین و عزت و استقلال ما ایستاده است، باج نخواهیم داد. بحول الله و قوته


چهل‌وشش سالگی‌مان مبارک



عکس‌ها: راهپیمایی چهل‌وششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، 22 بهمن 1403، مشهد مقدس رضوی سلام الله علیه

عکاس: علی اکبر شیشه‌چی

آزاردهنده

به اسم‌های انگلیسی که روی محصولات ایرانی می‌گذارند حساسیت پیدا کرده‌ام. حتی اغلب روی بسته‌بندی‌های‌شان هم انگلیسی می‌نویسند! انسان حیران می‌ماند که آخر چرا؟! آزاردهنده است.


طرف چند روز برای گردش رفته بود فرانسه و برگشته بود. پرسیدند: صبحونه چی می‌خوری؟

گفت: کَغه مُغَبّا با نون‌ بَغبَغی!


توضیح: در فرانسه حرف «ر» را «غ» تلفظ می‌کنند.

وآنچه خود داشت...

آگهی‌های تلویزیون یا قفسه فروشگاه‌ها را که می‌بینم غصه‌ام می‌گیرد. خیلی از اجناس ایرانی اسم خارجی دارند و همان اسم را هم با خط انگلیسی نوشته‌اند!

کارآفرین ایرانی، کارگر ایرانی، کارخانه ایرانی، سرمایه ایرانی، مواد اولیه ایرانی... اما وقتی روی بسته‌بندیش نام خارجی می‌زنند، خستگی به تن همه می‌مانَد! نام‌گذاری بعضی از مغازه‌ها و فروشگاه‌ها هم گاهی چنین وضعی دارد. طوری شده که وقتی کالایی با اسم و خط فارسی می‌بینم ذوق می‌کنم و می‌خواهم از طرف تشکر کنم!

قانون‌گذار و مجری قانون کجای کارند؟! خود ما مسئولیتی نداریم؟ همین حالا می‌توانم فهرستی از محصولات خوراکی و غیرخوراکی و خدماتی نام ببرم که همگی نام‌شان خارجی یا خارجی‌طور است؛ یعنی اسمی برایش انتخاب می‌کنند که خارجی به‌نظر برسد. نفوذ فرهنگی که شاخ و دم ندارد! از انگلیس و آمریکا کم مصیبت کشیدیم؟!

شاید اگر می‌دانستیم نیاکان‌مان خط خوش و زبان آهنگین ما را با چه زحمتی از دل کوره‌راه‌های تاریخ گذرانده و به دست ما رسانده‌اند، بهتر و بیشتر حراستش می‌کردیم. قدر داشته‌های‌مان را بدانیم. اگر کالایی خریدید و دیدید نام یا خطش انگلیسی است، به روابط عمومی کارخانه زنگ بزنید و اعتراض‌تان را به ‌گوشش‌شان برسانید. مطالبه‌گری‌ و نقد و تشویق‌ اگر به‌جا باشد، برکت دارد و تدریجا اثر می‌گذارد، ان شاء الله.

سقط جنین: بی‌گناهانی که بی‌صدا و بی‌دفاع می‌میرند!

آماری که از تلویزیون هم اعلام شد می‌گوید، روزانه 1200 جنین غیرقانونی در کشورمان سقط می‌شوند؛ یعنی حدود 438000 جنین در سال که حتی تصورش هم ترسناک است! در گزارشی خواندم، خیلی از کسانی که جنین‌شان را سقط می‌کنند، خانواده‌های معتقدی هستند اما خبر ندارند نطفه همین‌که بسته شد، حیات دارد و سقط کردنش حتی در روزهای اول پس از بارداری، حرام است. بعضی از بهانه‌ها برای سقط جنین، بیشتر غصه‌دارت می‌کنند بس که ساده و عجیب هستند. مثلا بعضی از زوجین فقط چون آمادگی ندارند بچه بیاورند، تصمیم می‌گیرند جنین‌شان را سقط کنند! اما موجودی که به‌راحتی از کشتن او حرف می‌زنند، زنده است و چند ماه بعد به‌شکل کودکی پاک و معصوم قدم به دنیا می‌گذارد.

تجارت کثیفی که حول سقط جنین شکل گرفته، هولناک است. داروها هرچند قاچاقی و غیرقانونی، خرید و فروش می‌شوند و افرادی، زیرزمینی سقط انجام می‌دهند. در شگفتم از کسانی که چنین راحت با جان جنین‌های بی‌دفاع تجارت می‌کنند. شاید همین حالا که این متن را می‌خوانید، چند جنین بی‌گناه دیگر که قرار بود پا به هستی بگذارند، بی‌دفاع و بی‌صدا سقط شدند.

به اثربخشی مشارکت مردم در رفع عیب‌ها و ترویج درستی‌ها ایمان دارم. هر اندازه می‌توانید درباره حرمت و زشتی سقط جنین بگویید و بنویسید تا شاید خفته‌ای را بیدار یا غافلی را هشیار کنید.

پناه می‌بریم به خدا


ضمنا ایران همدل را فراموش نکنیم

ایران همدل

ستمگران در ستم کردن به مردم بی‌گناه فلسطین و لبنان یکدیگر را یاری می‌کنند! پناه بر خدا از آنکه ما در یاری کردن ستمدیدگان سستی کنیم. فرصت جهاد با مال را از دست ندهیم، ان‌ شاء ‌الله.

راه‌های کمک: (با تلفن همراه) ستاره 14 مربع یا از صفحه ایران همدل به نشانی: https://irane-hamdel.khamenei.ir

خاطراتی که نباید فراموش شوند

نتیجه انتخابات اخیر برای بار چندم نشان داد که نتیجه از قبل مشخص نیست و حاکمیت امانت‌دار رأی مردم است. امیدوارم کسانی که شبهه داشتند، امروز را به یاد بسپارند و آنها که خرداد 88 به نظام تهمت تقلب زدند و هشت ماه کشور را به آشوب کشیدند و هیچگاه نتوانستند ادعای‌شان را ثابت کنند، درس بگیرند.

پناه بر تو ای تنها پناه

بها دادن

به کار گماردن چند مدیر و استاندار از میان برادران اهل سنت، به‌خودی خود بها دادن به اهل سنت نیست. هرکه دغدغه اهل سنت را دارد باید به دردهای‌شان برسد و کاستی‌های‌شان را رفع کند. همین چند هفته پیش بزرگترین کارخانه آب‌شیرین‌کن کشور با ظرفیت تامین 100,000 متر مکعب آب آشامیدنی در سیستان و بلوچستان افتتاح شد و تقریبا همزمان بزرگترین نیروگاه برق بادی شرق کشور در زابل کارش را آغاز کرد.

یادگارهایی از دولت شهید رئیسی بودند که امیدوارم در خاطره مردم نجیب و صبور آن خطه بمانند؛ خداوند او و یاران و همراهانش را اجر دهد و رحمت‌شان فرماید.

هرآنچه می‌توانیم...

دولت رئیسی بی‌نقص نبود. مگر من و شما بی‌نقصیم؟! اما راه درست را شناخت و برایش دوید و سرانجام جانش را برای باورهایش داد. او اهل جنجال نبود، بی‌حاشیه‌ترین رئیس‌جمهوری بود که به اقتضای سنم به یاد دارم. با توکل به خدا امروز به کسی رأی دادم که پنداشتم راه او را ناتمام نخواهد گذاشت. قالیباف را هم شخصی کاربلد و پرکار می‌دانم اما نهایتا در انتخابم به سعید جلیلی* رسیدم.

هرچه خدا بخواهد همان می‌شود.

فراموش نمی‌کنم کارهای رئیسی و دولت او را از جمله:

  • انبوهی از واحدهای تولیدی را که به کما رفته بودند احیا کرد
  • روند صدور مجوزهای کسب‌وکار را الکترونیکی کرد تا سال‌ها از عُمر مردم در هزارتوی اداره‌ها و سازمان‌ها هدر نرود
  • طرح‌هایی را که سال‌ها با کندی پیش می‌رفتند در کمتر از سه سال و بعضی را طی چند ماه به سرانجام رساند
  • بزرگترین کارخانه آب‌شیرین‌کن کشور را در سیستان و بلوچستان ساخت، هرچند وقتی افتتاح می‌شد بین ما نبود
  • بی‌توجه به تحریم‌ها صادرات نفت ایران را افزایش داد و ایران را عضو پیمان شانگهای و بریکس کرد
  • صادرات شرکت‌های دانش‌بنیان را از حدود نیم‌میلیارد دلار به 3.5 میلیارد دلار رساند
  • شبکه جاده‌ها و خطوط ریلی را با سرعت گسترش داد تا عقب‌ماندگی ایران در حوزه ترازیت کالا را در کنونی‌ترین نقطه جغرافیایی جهان جبران کند

شما هموطنان عزیز را دعوت می‌کنم در انتخابات شرکت کنید. از انفعال و بی‌عملی چیزی نصیب کشورمان نمی‌شود. گزینه بنده کسی بود که چنین دانستم تکیه‌اش به درون و ظرفیت‌های داخلی است؛ از ارتباط با دنیا نمی‌گریزد اما در عین حال، کشور 80 میلیونی ایران را معطل اخم یا لبخند غربی‌ها نگه نمی‌دارد.

خدایا بهترین خیرها را روزی مردم‌مان بفرما

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم


* روز اخذ رأی، نام نامزد منتخب خود، آقای سعید جلیلی را در این متن نوشته بودم، اما سپس موقتا بنا به ملاحظه‌ای حذف کردم و اکنون که فردای روز اخذ رأی است، مجددا نام ایشان را به نوشته بازگرداندم.

درهای باز!

خیره ماندن به درهای بسته، انسان را از درهایی که به رویش باز هستند، غافل می‌کند.

تخصصم تحلیل سیاسی نیست اما تا جایی که برهان و تجربه‌ام قد می‌دهد فکر می‌کنم که آمریکا هرگز به خواست خود، تحریم‌هایش علیه ایران را لغو نخواهد کرد. لذا هر دولتی در ایران که روی لغو تحریم‌ها حساب باز کند، فرصت‌هایش را هدر داده است.

می‌پرسید چرا؟ می‌پرسم چرا که نه؟!

از نظر آمریکایی‌ها تحریم سلاحی است که با آن می‌توانند به مردم و سپس به حکومت ایران فشار بیاورند؛ آنقدر که (به خیال خام‌شان) یا حکومت سقوط کند و یا دست‌کم دست‌وبال جمهوری اسلامی بسته بماند.

با چنین اوصافی چرا انتظار داریم که آمریکا سلاحی مثل تحریم را راحت از دست بدهد؟ در ازای لغو تحریم‌های ایران (که امتیازی برای ایران است) چه امتیازی عایدش می‌شود؟ جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای؟

آمریکا خوب می‌داند که ایران در پی ساخت سلاح هسته‌ای نیست که اگر بود تا حالا ساخته و اندوخته بود، همانطور که موشک و پرتابگر ماهواره ساخت و کنش‌گریِ موثرش در منطقه را گسترش داد و منتظر اجازه غرب نماند.

فناوری هسته‌ای، توانمندی حساسیت‌برانگیزی است و بهانه‌ و دستاویز راحت‌تری برای اعمال تحریم علیه ایران است، وگرنه چنانچه موضوع هسته‌ای نبود، آمریکا چیزهای دیگری مثل صنعت موشک و حقوق بشر را بهانه می‌کرد همانطور که قبلا هم بارها چنان کرده‌اند.

بر همین اساس، وعده تلاش برای رفع تحریم‌ها در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری ایران، برای بنده جذابیتی ندارد و هرگز مبنایی برای انتخاب نامزد موردنظرم نیست.

پس برای رفع تحریم‌ها تلاش نکنیم؟

البته که باید تلاش کنیم اما ظرفیت‌های دولت و کشور را به بله یا خیر غربی‌ها گره نزنیم.

چاره کار؟

بی‌اثر کردن تحریم‌ها!

فرصت‌های جدید متعددی فراروی‌مان است که اتفاقا با توجه به شرایط جاری دنیا دست‌یافتنی‌تر شده‌اند. دولت شهید رئیسی چنین فرصت‌هایی را خوب شناخت و در راه درستی گام نهاد: پیوستن به پیمان‌های شانگهای و بریکس، تقویت ارتباط با کشورهای همسایه و همسو، کنار گذاشتن دلار و جایگزین کردن پیمان‌های پولی مشترک، اقدام عملی در حوزه دیپلماسی اقتصادی و...

امیدوارم دولت‌ و دولت‌های بعدی، قدر فرصت‌های فراهم شده را بدانند و برای تقویت‌شان بکوشند و ما هم هر جا که هستیم و هر طور که می‌توانیم کمک‌شان کنیم.

خدایا بهترین خیرها را نصیب‌مان فرما

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

برنامه‌ی عملی، خیلی مهم است

در مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل، سه نکته مهم درباره سعید جلیلی توجهم را به خود جلب کرد:

  1. او برای مشکلاتی که طرح می‌کرد، راه‌کار و برنامه ارائه می‌داد: تقریبا همه ما کم‌وبیش مشکلات را می‌دانیم اما کسی که می‌خواهد سکان قوه مجریه را به دست بگیرد، باید بداند مانع یا مشکل را چگونه و با چه روشی باید از سر راه بردارد.
  2. او برای شناخت دقیق بعضی از مشکلات، اطلاعات میدانی جمع‌آوری کرده بود: معمولا حضور در محل و دیدن مشکلات از نزدیک شناختی به شما می‌دهد که با روش‌های دیگر به دست نمی‌آید.
  3. روی سرعت ‌عمل و پرهیز از هدر دادن زمان تاکید داشت.

مناظره‌های دوره‌ی اخیرِ انتخابات ریاست جمهوری هنوز آغاز نشده است. به خودم متذکر می‌شوم و احتراما از شما هم دعوت می‌کنم که به صحبت‌های نامزدها دقیق گوش کنید. برنامه، برنامه، برنامه.... البته برنامه‌ای که قابل اجرا باشد، خیلی مهم است. برنامه با کلی‌گویی تفاوت دارد.

رحمت خدای عزیز بر شهید سید ابراهیم رئیسی و شهید حسین امیرعبداللهیان و همه شهدای همراه‌شان

از خدای بزرگ می‌خواهیم آنچه را که خیر و صلاح دنیا و آخرت ما است مقدر و دل‌های‌مان را به همان سو مایل بفرماید، ان‌شاء‌الله

آزادی آمریکایی!

در جریان تحصن و اعتراض دانشجویان آمریکایی به جنایات اسرائیل علیه مردم غزه، پلیس آمریکا نه فقط شماری از دانشجویان بلکه استاد اقتصاد دانشگاه «اِموری» را هم با خشونت و توحش دستگیر کرد.

با خود فکر می‌کنم که اگر چنین چیزی، حتی خیلی ملایم‌تر در ایران رخ داده بود، همین غربی‌ها چه هیاهویی به پا می‌کردند و برای اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران و ایرانیان چه جلساتی تشکیل می‌دادند!

امیدوارم بعضی از مردم و از جمله جوانان ما این روزها و این اتفاقات را بخوبی به حافظه تاریخی‌شان بسپارند تا اگر روزی کسی خواست آزادی و دموکراسی غربی را توی سر ایرانی‌ها بکوبد، با مستندات وقایع اخیر جوابش را بدهند.


American Freedom!

During the American students' sit-in and protests against Israel's crimes against the people of Gaza, the U.S police brutally arrested not only a number of students, but also the economics professor of Emory University.

I think to myself that if something like this, even milder, had happened in Iran, what a commotion these Westerners would have made and what meetings they would have organized to impose more sanctions against Iran and Iranians!

I hope that some people, including our youth, will keep these days and these events in their historical memory, so that if one day someone wants to knock Western freedom and democracy into the heads of Iranians, they will respond with the documentation of recent events.

#Gaza, #Palestine, #zionistregime

کلیشه‌های مشکل‌ساز

چه کسی گفته مهندسی کامپیوتر از مهندسی کشاورزی بهتر است؟! چه کسی گفته بچه‌‌های زرنگ فقط تجربی و ریاضی بخوانند و سراغ علوم انسانی نروند؟! چه کسی گفته تیزهوش‌ها فقط جذب مهندسی و پزشکی شوند و اقتصاد و مدیریت و رسانه را رها کنند؟!

ایران با وجود تحریم‌ها و مشکلات مختلف، هم در پزشکی و هم در فنی و مهندسی خوش درخشیده. در پزشکی و فناوری نانو تقریبا در قله‌ایم و در صنعت گاز و پتروشیمی و صنایع فضایی و دریایی و ساخت نفتکش و زیردریایی و طراحی و ساخت پل و تونل و بزرگراه روی پای خودمان هستیم؛ چرا؟ چون نخبه‌های‌مان جذب همین رشته‌ها می‌شوند.

حالا کمی فکر کنیم و ببیینم کجاها ضعف داریم؟ عمدتا در اقتصاد، در رسانه، در مدیریت و در جامعه‌شناسی و... یعنی همان علوم انسانی یا حوزه‌های مرتبط.

ضعف‌های‌مان همان‌جاهایی است که نخبه‌های‌مان کمتر واردش شده‌اند. چرا در حوزه رسانه ضعیفیم؟ چرا تلویزیون و مطبوعات‌مان در حد و اندازه ملت‌‌ و دستاوردهایش نیست؟ چرا با وجود مهندسان و دانشمندان و نخبگان مجرب، اقتصادمان می‌لنگد و بخشی از نعمت‌ها و منابع بزرگ انسانی و مالی و علمی‌مان را هدر می‌دهیم؟ چرا پیچیده‌ترین جراحی‌ها را انجام می‌دهیم اما منابع انسانی‌مان را درست مدیریت نمی‌کنیم؟ چرا رشد شهرهای‌مان درست و اصولی نیست؟ چرا ماهواره‌های‌مان در فضا جولان می‌دهند اما صنعت خودروی‌مان چنین آشفته است؟

جامعه اگر بهترین دانشمندان و مهندسان و پزشکان را هم داشته باشد، باز به مدیر و اقتصاددان و جامعه‌شناس و نویسنده و رسانه‌های کاربلد و قوی نیاز دارد.

می‌بینید کلیشه‌ها و پیش‌فرض‌های غلط با ما چه می‌کنند و چه بلایی سرمان می‌آورند؟! جامعه سالم و قوی نیروهای مستعدش را باید در همه عرصه‌ها درست و متوازن توزیع کند تا جامعه نیز درست و متوازن رشد کند. به کودکان‌مان یاد دهیم و خود نیز مراقب باشیم با کلیشه‌های نادرست، برای خودمان، کودکان‌مان و جامعه‌مان مشکل نسازیم.