کهف حقیقت (ندبه)

«بر من سخت است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی...»

آنچنان که بنده فهمیدم

ارز ترجیحی مثل استخوانی در گلو بود که هم بلعیدنش گلو را زخم می‌زند و هم خارج کردنش؛ بودنش موجب خوشحالی رانت‌خواران بود و نبودنش می‌توانست بار هزینه‌های معیشت را سنگین‌تر کند.

چرا ارز ترجیحی؟

بعضی دولت‌ها در دوره‌های مختلف، برای جلوگیری از جهش قیمت کالاهای وارداتی ضروری مثل دارو و مواد غذایی، دلار را به‌قیمت دستوری و کمتر از نرخ بازار آزاد به واردکننده دادند تا کالا را ارزانتر وارد کند و ارزانتر (با قیمت مصوب) بفروشد. مابه‌التفاوت نرخ آزادِ دلار را هم دولت از منابع عمومی کشور (که در اصل متعلق به عموم مردم است) می‌پرداخت تا کالاهای ضروری ارزانتر به دست مردم برسند.

فرض کنید قیمت دلار در بازار آزاد ارز، 100,000 تومان است. اگر وارد کننده، کالا را با همین نرخ وارد کند، طبیتاً باید متناسب با همان نرخ، روی آن سود بکشد و بفروشد تا ضرر نکند. چنان قیمتی برای مصرف‌کننده بسیار گران تمام می‌شد. پس دولت دلار 100,000 تومانی را اصطلاحا با نرخ ارز ترجیحی (که در دوره اخیر 28,500 تومان بود) به واردکننده می‌داد، به‌شرطی که واردکننده هم کالای وارداتی را متناسب با نرخ مصوب در بازار بفروشد.

اما در عمل چه می‌شد؟ تخلف بعضی واردکنندگان، جولان دلال‌ها و البته ضعف خود دولت و بعضی نهادهای مسئول در نظارت و برخورد با متخلفان، سبب می‌شد کالاهایی که با ارز ترجیحی (ارزان) وارد می‌شوند، اغلب همچنان گرانتر از قیمت مصوب به دست مصرف‌کننده برسند.

معضل بعدی صادرات معکوس بود؛ یعنی بعضی متخلفان کالایی را که از جیب مردم با ارز ترجیحی وارد شده بود، با نرخ ارز آزاد به کشورهای همسایه می‌فروختند تا بیشتر سود کنند! عده‌ای هم کالا را احتکار می‌کردند. (حتما واردکنندگان پاکدستی هم بوده‌اند که کارشان را درست و مطابق قانون انجام داده‌اند.)

چنین شد که گروهی از منتقدان ‌گفتند «اگر قرار است مردم کالا را گرانتر از نرخ مصوب بخرند و فسادی چنین گسترده شکل بگیرد، چرا سالانه میلیاردها دلار منابع ارزی کشور تلف شود و به جیب مُشتی رانت‌خوار برود؟ ارز ترجیحی را حذف کنید و یارانه‌ای را که به واردکننده می‌دادید، به خود مردم دهید.»

گروه دیگری اما معتقد بودند که حذف ارز ترجیحی هرچند فی‌نفسه خوب و لازم است، در شرایط فعلی اقتصادی کشور، به‌صلاح نیست چون طبیعتاً قیمت اجناس افزایش می‌یابد و اثر روانی حذف ارز ترجیحی نیز خواه‌ناخواه مزید بر علت می‌شود.

ضمنا یارانه‌ اضافه‌‌ای که دولت (از محل حذف ارز ترجیحی) به مردم خواهد داد، چند قلم کالای خاص را شامل می‌‌شود اما سایر خدمات و کالاهایی را که ممکن است تحت تاثیر آزاد شدن قیمت‌ها افزایش یابند، در برنمی‌گیرد.

کدام دو استدلال بالا درست است؟ هر دو از جهاتی درست می‌گویند. ارز ترجیحی مفاسد زیادی به‌وجود آورده بود و در تعدیل قیمت‌ها هم اثر محسوسی نداشت. موافقان حذف ارز ترجیحی می‌گویند، این‌کار شاید در کوتاه‌مدت قیمت‌ها را مضاعف افزایش دهد اما در بلندمدت، قیمت‌ها به ثبات نسبی می‌رسند، رانت در این حوزه از بین می‌رود، رقابت در بازار سالم‌تر می‌شود و یارانه به مصرف‌کننده نهایی می‌رسد. از طرف دیگر، ملاحظات گروه دوم هم درست و قابل‌توجه است: آیا با وجود تورم و شرایط فعلی اقتصادی، دسیسه‌های علنی بیگانگان برای ایجاد ناامنی و آشوب در کشور، دولت و نهادهای نظارتی در صورت حذف ارز ترجیحی می‌توانند جلوی بی‌ثباتی نرخ ارز را بگیرند و فشار اقتصادی بر مردم را مهار کنند؟

ضمنا می‌شد ارز ترجیحی را تدریجا و در چند مرحله حذف کرد تا هم بازار راحت‌تر خود را تطبیق دهد و هم اثرات روانی آن کمتر شود.

در هر حال، دولت و مجلس سرانجام تصمیم گرفتند بساط ارز ترجیحی را برچینند. فعلا یارانه تامین کالاهای خوراکی اساسی به‌ازای هر ایرانی یک میلیون تومان است. گفته شده (منبع خبر) مبلغ یارانه‌ها متناسب با تغییر قیمت‌ها در آینده به‌روزرسانی خواهدشد.

از برآیند نظرات موافقان و مخالفان و بنا به تجربه شخصی‌ چنین دریافتم که آنچه بیش از بودن یا نبودن ارز ترجیحی اهمیت دارد، کفایت دولت و مجلس و قوه قضائیه در اجرای قانون و نظارت بر آن است. اگر نظارت و اجرا ضعیف باشد، چه با ارز ترجیحی و چه بی‌آن، مفسد و متخلف و دلال و محتکر و گران‌فروش از قانون می‌گریزند و بازار را ملتهب می‌کنند.

در حال حاضر، قیمت ارز در مرکز مبادله رو به کاهش است که خبر خوبی است. ارز ترجیحی هم فقط به گندم و دارو اختصاص پیدا می‌کند (منبع).

در هر حال، بنده به آینده امیدوارم و جز توکل به خدا، همیاری، بردباری، مطالعه، انتقاد و مطالبه‌گری، چنان که به امنیت ایران آسیب نزند، برای اصلاح امور کشورمان راه دیگری نمی‌شناسم.

کسانی که در موضوع این نوشته، اشراف یا اطلاعات بیشتری دارند یا فکر می‌کنند نقد و نکته‌ای ناگفته مانده است، لطف می‌کنند مطرح کنند.

خدایا کام دل این مردم را شیرین کن.

خورشید عظمت

زینب (سلام اللَّه علیها) نشان داد که میتوان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ... خطبه‌ی فراموش نشدنی زینب کبری در بازار کوفه یک حرف زدن معمولی نیست، اظهارنظر معمولی یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه‌ی اسلامی در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‌ترین و غنیترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوی است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ی زنان و کودکان را اسیر کرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روی شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا میکنند، بعضی هلهله میکنند، بعضی هم گریه میکنند؛ در یک چنین شرائط بحرانی، ناگهان این خورشید عظمت طلوع میکند؛ همان لحنی را به کار می‌برد که پدرش امیرالمؤمنین بر روی منبر خلافت در مقابل امت خود به کار می‌برد؛ همان جور حرف میزند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندی مضمون و معنا: «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ ای خدعه‌گرها، ای کسانی که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کوری نشان دادید...

بخشی از بیانات امام و رهبرمان (حفظه الله و روحی فداه) در دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور، ۱۳۸۹/۰۲/۰۱

نشانی متن کامل در Khamenei.ir


سالروز شهادت حضرت زینب را به محضر امام عصر سلام الله علیهما و عج الله تعالی فرجهما و به شما و همه شیعیان و محبان ایشان تعزیت عرض می‌کنم.

حل مشکل یا تشدید مشکل؟ کدام؟

انسان چه بگوید وقتی همه‌چیز عیان است. جماعتی برای اعلام گلایه‌های‌ اقتصادی‌شان جمع شدند و حرف‌شان را‌ زدند. جاهای دیگر دنیا هم معمولا همین است. اما آنجا وقتی مطالبات اقتصادی‌ات را جار می‌زنی، مُشتی خودفروخته در خارج و دنباله‌های آموزش‌دیده‌‌شان در داخل، خود را پشت مردم پنهان و مطالبه اقتصادی آنان را به آشوب سیاسی بدل نمی‌کنند. در این چند روز چند سرباز و بسیجی یا نظامی جوان بی‌گناه به شهادت رسیدند (1 و 2) و بعضی از اموال مردم آسیب دید. فیلم‌های جعلی و ساختگی برای تحریک احساسات مردم هم که پای ثابت آشوب‌های چند سال اخیر است.

پس تکلیف چیست؟ چه باید کرد؟ قصد مردم این بود که صدایشان را به گوش رئیس و وزیر و وکیل برسانند و در تجمعات مسالمت‌آمیز روزهای اول همین کار را کردند. اما با نفوذ مجدد خرابکاران بین مردم، تداوم حضور مردم در کف خیابان فقط پوششی فراهم می‌کند تا آنها کارشان را پیش ببرند. نتیجتاً مشکل (اقتصاد) که حل نمی‌شود هیچ، مشکلات دیگری (ناامنی داخلی و تهاجم خارجی) هم به آن اضافه می‌شود. گفتن ندارد، سوریه و سودان جلوی چشم‌مان است.

وقتی از رجوی و پهلوی گرفته تا رؤسای آمریکا و اسرائیل علناً به شورش دعوت می‌کنند، هر ایرانی قاعدتا خودش تشخیص می‌دهد که اولویت اولش امنیت و حفظ یکپارچگی کشور است.

چهل و شش سال است به‌خاطر جرمی که مرتکب نشده‌ایم، تحریمیم. چهل و شش سال است برای زمین زدن‌مان نقشه می‌کشند و برنامه‌ می‌ریزند، چون نخواستیم به آنها بگوییم: چشم و نخواستیم آنطور که آنها می‌خواهند و آنها می‌گویند زندگی کنیم. هر چه توانستند کردند، اما نشد. حالا شقی‌ترین آحاد بشر که ارتباطش با قاچاقچی دختران نابالغ فقط یک فقره از کثافت‌کاری‌های اوست، در حمایت از پروژه آشوب‌ در ایران توییت زده و گنده‌گویی کرده.

عقل حکم می‌کند اول توی دهان دشمن خارجی بزنی و بعد اوضاع داخلی خودت را سروسامان بدهی که آن‌هم فقط با مشارکت فعال مردم ممکن است.

دلمان به تو قرص است، پدر

آمدم باز کنم چشم پر از باران را

و به عطر نجف آغشته نمایم جان را

آمدم در طلب سورۀ والشمس و ضحی

یک دل سیر تماشا کنم این ایوان را

آدم و نوح و محمد به حرم آمده‌اند

تا به الگوی علی شرح دهند انسان را

آیه آیه همه جا مدح علی می‌خواندند

ای دل غافل من باز بخوان قرآن را

أَفَمَنْ کَانَ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ؟

جز علی کیست که روشن کند این برهان را

خواستم شمّه‌ای از رزم علی بنویسم

نتوانم که به تصویر کشم طوفان را

او که از بدر و احد، خیبر و خندق آمد

تا به شمشیر دودم مسخ کند شیطان را...

شاخص عدل الهی بُوَد و می‌سنجند

به ترازوی مساوات علی، میزان را...

آنچه گفتیم فقط قطره‌ای از دریا بود

من‌که نشناختم آن وسعت بی‌پایان را

سلام خدا بر شما یا صاحب‌الزمان؛ میلاد جد بزرگوار شما و پدر امت را به محضرتان تبریک عرض می‌کنیم.

خدای عزیز دیدگان‌ امت را زودتر به ظهور و فرج‌تان روشن فرماید، ان‌شاء‌الله


شعر «قطره‌ای از دریا» سروده محمد غفاری، مأخذ: در تارنمای شعر هیأت

از نامه امام رضا به امام جواد

ای أبا جعفر، به من خبر رسیده است که خدمتکاران، تو را از درِ کوچک خانه بیرون می‌برند، زیرا بُخل دارند که از ناحیه تو خیری به کسی برسد. تو را به حقی که بر گردنت دارم، ورود و خروجت جز از درِ بزرگ نباشد و همراه خود طلا و نقره فراوان بردار و به هر کس که از تو درخواست کرد عطا کن‌. از عموهایت هرکدام را دیدی، کمتر از پنجاه دینار نده و به هر کدام از عمه‌ها که رسیدی، کمتر از بیست و پنج دینار نده. اگر بیشتر دادی، با خودت است. چرا که می‌خواهم خداوند در پرتو انفاق مقامت را بالا برد. پس ببخش و انفاق کن و جز از خدا مترس.

ترجمه بخشی از نامه امام رضا به فرزندشان امام محمدتقی سلام الله علیهما (مأخذ: تارنمای عتبه مقدس امام حسین سلام الله علیه)


یا صاحب الزمان، سلام خدا و عرض تبریک ما به محضر شما به مناسبت میلاد دردانه امام رضا، حضرت جوادالائمه سلام الله علیکم و عرض تبریک به شیعیان و محبان شما


پارسال هم در سالروز ولادت امام جواد سعادت بازنشر همین نامه نصیب شد. انسان از خواندن کلام امام سیر نمی‌شود. سلام خدا بر ایشان

این‌همه هیاهو برای چیست؟!

حرف‌های درست چند روز پیش سید عباس عراقچی (4 دی در اصفهان) به مذاق بعضی از اصلاح‌طلبان و طرفداران مذاکره خوش نیامد و تا چند روز در روزنامه‌ها و رسانه‌های‌شان به او توپیدند.

چرا اصل کلام او را رها کردند و فقط به دو کلمه از حرف‌هایش چسبیدند (که چرا گفتی: «برکات تحریم»)؟!

اما ماجرا چه بود؟

عراقچی در میان جمعی از فعالان اقتصادی و خیران اصفهانی سخن راند و در بخشی از صحبت‌هایش گفت:

بپذیریم که تحریم هست. و بپذیریم که با تحریم هم می‌شه زندگی کرد. تحریم هزینه‌های خودشو داره... کسی نگه عراقچی نمی‌دونه تحریم یعنی چی. چرا من می‌دونم تحریم یعنی چی. هزینه‌هاشو می‌دونم یعنی چی. مشکلاتشو می‌دونم یعنی چی. ولی برکاتشم می‌دونم یعنی چی.

اما همه حرف‌ها این نبود؛ بخش‌های مهم صبحت‌های او را هم بخوانید و خود بگویید آیا نقدهایی که نقل‌شان می‌کند درست هستند یا نه؟

هیچ‌یک از تجار، بازرگانان و فعالان اقتصادی به من نگفتند عراقچی برو تحریم‌ها را بردار. همه گفتند مشکل ما را در بانک مرکزی، گمرک، مالیات، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صمت حل کن. همه مشکلات داخلی است، این مشکلات را رفع کنیم، ‌‎ظرفیت‌های بسیار جدیدی را می‌توانیم ایجاد و استفاده کنیم.

بله ماموریت اول من رفع تحریم است که آن را فراموش نکرده‌ام و مسیر خود را دارد، مسیر سختی هم هست الحق. وارد جزئیات آن نمی‌خواهم بشوم، هیچ فرصتی را هم در این زمینه از دست نخواهیم داد اما اگر بگویم چه وضعیتی هست خود شما می‌گویید رهایشان کن اما ماموریت دوم که دست خود ما است؛ تحریم داخلی را خودمان باید برداریم.

اظهارات درستی است. ما بیش از تحریم‌های خارجی از ضعف‌های داخلی رنج می‌بریم. اما آقایانی که ظاهرا جز مذاکره برنامه واقعی دیگری ندارند، حدود سی سال ‌دنبال غرب دویدند و گرچه سرانجام چیزی عایدشان نشد، از درِ بسته غرب چشم برنداشتند. سی سال و سیصد سال دیگر هم بدوند وضع‌شان همین است.

هر کس تاریخچه مذاکرات ایران و غرب را بخواند، اگر عمیق و روشن‌بین باشد، بیش از این به ناکجاآباد مذاکره دل خوش نمی‌کند چون درمی‌یابد که مسئله آمریکا با کشوری مثل ایران، ماهوی است و به یک مورد و دو مورد جزئی خلاصه نمی‌شود.

جد و جهد

کسانی که کارشان را جدی می‌گیرند و می‌کوشند آن‌را بی‌نقص انجام دهند، احترام‌برانگیزند؛ چه خیاط باشند، چه بقال یا کارمند یا کارگر، راننده، پزشک، معلم یا هر که...

در جامعه رشدیافته همه الزاماً کاشف و مخترع نیستند، بلکه هر کس هرجا که هست جدی و درست و دقیق کار می‌کند.

اللهم الرزقنا...

امام هادی؛ مظلوم پیروز

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم. بالاخره در نبرد بین امام هادی (علیه‌السّلام) و خلفایی که در زمان ایشان بودند، آن کس که ظاهراً و باطناً پیروز شد، حضرت هادی (علیه‌السّلام) بود؛ این باید در همه‌ی بیانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.

در زمان امامت آن بزرگوار شش خلیفه، یکی پس از دیگری، آمدند و به درک واصل شدند. آخرین نفر آنها، «معتز» بود که حضرت را شهید کرد و خودش هم به فاصله‌ی کوتاهی مُرد. این خلفا غالباً با ذلت مردند؛ یکی به‌دست پسرش کشته شد، دیگری به دست برادرزاده‌اش و به همین ترتیب بنی‌عباس تارومار شدند؛ به عکسِ شیعه. شیعه در دوران حضرت هادی و حضرت عسکری (علیهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پیدا کرد؛ قویتر شد.

فراز آغازین بیانات امام خامنه‌ای بعد از مراسم روضه‌خوانی در سالروز شهادت امام علی النقی علیه‌السلام، ۱۳۸۳/۰۵/۳۰

نشانی متن کامل در Khamenei.ir


سالروز شهادت امام هادی را به محضر امام عصر سلام الله علیهما و عج الله تعالی فرجهما و به شما و همه شیعیان و محبان ایشان تعزیت عرض می‌کنم.

امام باقر و مبارزه فرهنگی

مبارزه با تحریف، در دوران امام باقر (علیه‌السلام) از همیشه‌ی پیش از زمان آن حضرت گسترده‌تر انجام شد... مبارزه‌ی فرهنگی یعنی تلاش برای تغییر فرهنگ حاکم بر ذهنهای مردم، تا راه را برای حکومت الهی هموار و بر حکومت طاغوتی ببندند و امام باقر (علیه‌السلام) این کار را شروع کرد. باقر علم‌الاولین یعنی این. ایشان شکافنده‌ی حقایق قرآنی و دانشهای اسلامی بودند.

از بیانات امام خامنه‌ای حفظه الله ۶۶/۵/۹


میلاد جد بزرگوارتان مبارک یا صاحب الزمان سلام الله علیکما و عج الله تعالی فرجهما الشریف


نشانی دریافت متن و تصویر در اندازه اصلی در تارنمای Khamenei.ir