کهف حقیقت (ندبه)

«بر من سخت است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی...»

از خودت شکایت کن

عده‌ای وقتی فقر و ظلم و فساد و فحشا می‌بینند، بدون رعایت ادب در لحن و سوال، می‌پرسند که چرا خدا کاری نمی‌کند. در پاسخ‌شان می‌گویم، اگر قرار بود خداوند آنچه را که بر انسان تکلیف کرده است، خود انجام دهد، دیگر چرا اصلاً به این دنیا آمدیم و چرا فقر و ظلم و تباهی ممکن شد که خدا بخواهد آن‌‌را ریشه‌کن کند؟!

چنین می‌اندیشم که دنیا عرصه‌ی امتحان است تا هر انسانی عیار ایمانش را بداند و بندگان بی‌مسئولیت و سست‌ایمان به جایگاه اُخروی و ابدی‌‌شان معترض نشوند و عذر نیاورند که اگر خدا به ما میدان می‌داد، ما هم نیکویی می‌کردیم و به یاری فقرا و مظلومان می‌شتافتیم. در عین حال چنین آموخته‌ام که اگر انسان خالصانه برای خدا بکوشد و در حد وسع خود به کمک فقرا و مظلومین بشتابد و در برابر ظلم و فساد و فحشا بایستد، قطعا نصرت خداوند شامل حالش می‌شود و خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نمی‌کند.

توضیح تکمیلی: برگ خشکی بی‌علم و اراده و حکمت خدا بر زمین نمی‌افتد. خیرها و شرهایی هم که به‌سوی انسان می‌آیند، از قاعده‌ی مذکور مستثنی نیستند، لیکن متن، اشاره‌ی مختصری به موضوع بود. درباره‌ی سبب خیر و شر و علت سختی‌هایی که برای انسان پیش می‌آید، گویاتر از آیات قرآن و کلام معصومین سلام‌الله‌علیهم نخواهیم یافت.

خدایا ما را بر تکالیف‌مان آگاه و بر به‌جا آوردن‌شان موفق‌مان فرما.

حضرت پروردگار

خدایا به حق شب قدر، ما را همیشه و تا ابد بنده‌ و شیفته‌ی حقیقی خود بفرما... خدایا دل امام زمان‌مان ارواحنا فداه را از ما راضی بفرما... خدایا از ما راضی باش...

فدای غربت تو

«...فردا که نیستم ارزش حیات مرا خواهید یافت، و رازهای‌ درونم برایتان آشکار خواهد شد، و آنچنان که باید مرا خواهید شناخت پس از اینکه جایم را خالی‌ دیدید، و دیگری‌ به جای‌ من قرار گرفت»

«...غَداً تَرَوْنَ اَیّامى وَ یُکْشَفُ لَکُمْ عَنْ سَرائِرى، وَ تَعْرِفُونَنى بَعْدَ خُلُوِّ مَکانِى، وَ قِیامِ غَیْرى مَقامى»

(فرازی از خطبه 149 نهج‌البلاغه که مکتوب است، امیرالمومنین پیش از شهادتش فرمود.)

(ترجمه استاد حسین انصاریان)

حیفم آمد عمل نکنیم

این صوت از مرحوم استاد سید عبدالله فاطمی‌نیا را شنیدم، حیفم آمد منتشر نکنم. ببینیم و بشنویم و عمل کنیم و باورمان است که خدا دعای‌مان را اجابت می‌فرماید و مرحوم استاد را هم دعا کنیم، ان شاء الله

برای دریافت فایل، این پیوند را کلیک کنید.

حجم فایل کمتر از 2 مگابایت است.

واقعه‌ی مهم

در بحبوحه‌ی خشونت صهیونیست‌ها علیه فلسطینیان و نمازگزاران مسجدالاقصی، حمله‌ی راکتی از غزه و جنوب لبنان و سوریه به‌سمت سرزمین‌های اشغالی واقعه‌ی بسیار مهمی بود. قاعدتاً صهیونیست‌ها انتظارش را نداشتند، به‌ویژه که به سرکوب فلسیطینیان و سکوت و بی‌عملیِ نهادهای باصطلاح بین‌المللی عادت کرده بودند. اما حمله‌ی راکتی غزه و سوریه و جنوب لبنان به‌سمت سرزمین‌های اشغالی از هماهنگی نیروهای مقاومت منطقه حکایت کرد و می‌توان چنین استنباط کرد که زین ‌پس دشمن به هر عضو از مقاومت که ضربه بزند، سایر عضوهای مقاومت پاسخش را خواهندداد. صهیونیست‌ها هر بار که برای تداوم بقای‌شان تقلا می‌کنند، زنجیرها بر پیکر نحس‌شان تنگ‌تر می‌شود.

تو با حقی و حق با توست

«...به خدا قسم اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمانهای‌ آنهاست به من بدهند تا خداوند را با ربودن پوست جوی‌ از دهان مورچه‌ای‌ معصیت کنم به چنین کاری‌ دست نمی‌زنم! و بی‌شک دنیای‌ شما نزد من از برگی‌ که در دهان ملخی‌ است و آن را می‌‌جود خوارتر است! علی‌ را با نعمتی‌ که از دست می‌رود و لذّتی‌ که باقی‌ نمی‌ماند چکار؟! از خواب عقل، و زشتی‌ لغزش به خدا پناه می‌بریم، و از او یاری‌ می‌طلبیم.»

فرازی از خطبه 215 نهج‌البلاغه، ترجمه‌ی استاد حسین انصاریان

«... وَ اللّهِ لَوْ اُعْطیتُ الاَْقالیمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ اَفْلاکِها عَلى اَنْ اَعْصِىَ اللّهَ فى نَمْلَة اَسْلُبُها جُلْبَ شَعیرَة ما فَعَلْتُ! وَ اِنَّ دُنْیاکُمْ عِنْدى لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فى فَمِ جَرادَة تَقْضَمُها! ما لِعَلِىٍّ وَ لِنَعیم یَفْنى، وَ لَذَّة لاتَبْقى؟! نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ سُباتِ الْعَقْلِ، وَ قُبْحِ الزَّلَلِ، وَ بِهِ نَسْتَعینُ.»

گریختن به دوزخ!

وضعیت سرزمین‌های اشغالی آشفته است. اقدامات نتانیاهو، معترضان اشغالگر را چند هفته به خیابان‌ها کشاند و نه تنها شهروندان اشغالگر که حتی سردمداران صهیونیست‌ را هم به جان هم انداخت تا بار دیگر شکاف‌ها در حکومتِ جعلی‌شان آشکار شود.

شگفت آنکه صهیونیست‌ها هم‌زمان بر خشونت‌های‌شان علیه فلسطینیان و نمازگزاران مسجدالاقصی افزودند و سپس غزه و جنوب لبنان را هدف حمله قرار دادند و در عین حال ایران را به حمله نظامی تهدید می‌کنند! ترفندشان ایجاد تهدید خارجی برای خاموش کردن آتش داخلی است.

البته نتانیاهو و دیگر هم‌قطارانش برای ماندن در قدرت از جنگ‌افروزی ابایی ندارند اما مسئله آن‌ها، ناتوانی‌شان در عملی کردن تهدیدهای‌شان است.

جنگ 33 روزه‌ی صهیونیست‌ها با لبنان و سپس جنگ 22 روزه‌ و 8 روزه‌ی آن‌ها با مسلمانان غزه، خالی بودن دست ارتش صهیونیستی در مواجهه با تهدیدهای جدی را نشان داد. با وجود حزب‌الله لبنان در مرزهای شمالی سرزمین‌های اشغالی و حضور قانونی و علنی ایران در سوریه، حتی تهدید صهیونیست‌ها علیه کشورمان هم نابخردانه است، چه رسد به عملی کردن تهدیدها.

اما جدای از اعتراضات اخیر علیه نتانیاهو در سرزمین‌های اشغالی، رژیم جعلی حقیقتا با بحران موجودیت روبروست، اما ظاهرا هنوز هم علت و عمق بحران را درک نمی‌کنند. حمله آن‌ها به تاسیسات هسته‌ای ایران (به فرض محال که بتوانند)، چه دردی از آن‌ها درمان خواهدکرد؟ مگر جمهوری اسلامی طی 44 سال اخیر با سلاح‌ هسته‌ای آن‌ها را به لبه بحران کشانده است؟

امروز خانه‌ی عنکبوت از درون دچار بحران است و هر بار که شکاف‌ها گسترده‌تر و ضربات نیروهای مقاومت سنگین‌تر شود، رشته‌های نازک حیات رژیم جعلی صهیونیستی بیشتر از هم می‌گلسد.

در این میان، باید به حال دولت‌ واداده‌ی باکو تاسف خورد که این روزها آشکارا نقش عروسک خیمه‌شب‌بازی صهیونیست‌ها را بازی می‌کند و به رویاپردازی‌های امثال اردوغان دل‌خوش کرده است.

کریم آل طه

من کبوتر نیستم اما ندیدم در بقیع

یاکریمی را برانی از حریمت یا کریم

...

میلاد امام مجتبی، امام حسن (علیه الصّلاة و السّلام)؛ حُسن مجسّم بر زبان پیغمبر خاتم (صلّی الله علیه و آله) که این نام را ایشان بر روی این مولود گذاشتند -و این خیلی با عظمت است، خیلی مهم است که پیغمبر این بزرگوار را، این کودک مبارک را «حسن» بنامند- ان‌شاءالله بر همه‌تان مبارک باشد.

۱۰/تیر/۱۳۹۴

مأخذ تصویر: تارنمای رهبر انقلاب

از سمت مدینه خبر آورد نسیمی*

سرّی است در نام و یاد شما که مهربانی و آرامش می‌آورد... میلادتان مبارک ای کریم اهل بیت و سلام خدا بر شما و پدران و مادران و خاندان پاک‌تان باد، ای امام حسن مجتبی

از سمت مدینه خبر آورد نسیمی

تا مژده دهد آمده مولود عظیمی

آن‌قدر فرشته به زمین آمده انگار

در کل سماوات نمانده‌ست مقیمی

گل‌های بهشتی‌ست به دستان ملائک

در شهر از این واقعه پیچیده شمیمی

از طایفۀ نور خودش، نورٌ عَلی نور

با نور رسیده‌ست کریمی به کریمی

او آمده تا دل ببرد با دو سه لبخند

در بین زمین باب کند لحن صمیمی

او آمده دستی بکشد از سر لطفش

تا از سرمان پاک کند گرد یتیمی...

* سروده‌ی امیر سلیمانی در عرض ارادت به محضر امام حسن مجتبی سلام الله علیه

مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم

دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم

آینه در حجاز بود عاشق مصطفی شدم

سرمه نمی‌برم به چین، قند و شکر نمی‌خرم

نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم

بار شتر گذاشتم، وقف تو هر چه داشتم

دانه‌ی عشق کاشتم، در قفس‌ات رها شدم

با تو جرس به هر نفَس، مصرع عاشقانه‌ای است

با تو پر از قصیده‌ام، با تو غزل‌سرا شدم

ای که ملول می‌شوی از نفس فرشته‌ها

باور من نمی‌شود هم‌نفَس خدا شدم

سفره‌ی دل برای من باز کن آیه‌ای بخوان

حرف بزن که محرم زمزمه‌ی حرا شدم

قطره‌ی من فرات شد، ذره‌ام آفتاب شد

پیش تو سیّدالبشر سیّدة‌النّسا شدم

پشت سرت من و علی، قامت عشق بسته‌ایم

تو همه مقتدا شدی من همه اقتدا شدم

من به تو دست یا علی داده‌ام از صمیم دل

مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم

لحظه‌ی آخرین غزل ترس ندارم از عَجَل

پیرهن تو در بغل با تو دوباره ما شدم

سروده سید حمیدرضا برقعی در عرض ارادت به ساحت پاک حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

نماهنگ این عرض ارادت را از این پیوند دریافت کنید: نشانی

خرید و فروش سنتی

چند سالی است که حتی شهرهای کوچک و محلات هم از نفوذ فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای در امان نمانده‌اند. هر فروشگاه زنجیره‌ای یا مرکز خریدی که در مناطق پرجمعیت شهرها سبز می‌شود، ممکن است چند بقالی و لبنیاتی و... را به کسادی یا شاید به تعطیلی بکشاند. گشایش فروشگاه‌های‌ زنجیره‌ای در اماکن فاقد کسب‌وکارهای مشابه یا در حاشیه اتوبان‌های کم‌‌کسبه شاید توجیه‌پذیر باشد اما، به نظر بنده، افتتاح آن‌ها نزدیک بازارچه‌ها و محله‌ها یا در فرعی‌های مملو از مغازه و سوپری به کسب‌وکارهای کوچک آسیب می‌زند.

آیا نباید هنگام صدور جواز تاسیس شعبات فروشگاه‌های زنجیره‌ای در محله‌ها و فرعی‌هایی که محل فعالیت کسبه‌های سنتی است، چنین مواردی را در نظر گرفت؟

خرید از بقالی‌ها و کسبه‌های کوچک محلی را فراموش نکنیم؛ راهکار ساده‌ای برای حمایت از آن‌هاست.

آتشی که در ایران افروختند در فرانسه و سرزمین‌های اشغالی شعله‌ور شد

این روزها و هفته‌ها که وضعیت خیابان‌های فرانسه و سرزمین‌های اشغالی را می‌بینم، حرف‌های دولتمردان فرانسه و سران صهیونیست را با خود مرور می‌کنم که چگونه بر آتش آشوب‌های پاییز پارسال در کشورمان هیزم می‌ریختند و آشکارا از اغتشاش و آتش‌افروزی در ایران حمایت می‌کردند.

برگ خشکی بی‌اذن خدا بر زمین نمی‌افتد. طی چند سال‌ اخیر نقشه‌هایی که علیه ایران کشیدند و آنچه اندکی بعد سر خودشان آمد، به اندیشه وامی‌داردم. هجوم هواداران ترامپ و اشغال کنگره آمریکا، اعتصاب چند ماه پیش معلمان کانادا و تهدید دولت به جریمه‌ سنگین آن‌ها (تنها اندکی بعد از شروع اغتشاشات در ایران و همراهی نخست‌وزیر کانادا با مخالفان جمهوری اسلامی در آن کشور) و حالا اعتراضات گسترده‌ی فرانسوی‌ها و برخورد خشن پلیس فرانسه با آن‌ها و همچنین آشوب در سرزمین‌های اشغالی و بروز شکاف‌های عمیق در حاکمیت منحوسِ آن رژیم دروغین، بسیار تفکر‌برانگیز است.

البته چنین نیست که اوضاع فعلی در غرب و سرزمین‌های اشغالی را صرفاً و منحصراً نتیجه‌ی خباثت‌های‌شان علیه ایران بدانم؛ چرا که معتقدم حرکت عامدانه علیه آیین و سنت‌های الهی محکوم به شکست و نابودی است. حکومت‌ها و دولت‌هایی که آگاهانه علیه دین و اخلاق و ارزش‌های دینی طغیان می‌کنند، دیر یا زود با حقیقت عصیان‌شان که چیزی جز ظلمت و عذاب و هلاکت نیست روبه‌رو می‌شوند. در عین حال، معتقدم که در نظام خلقت هر عملی پیامدی دارد، لذا کسانی که در ایران‌مان باد می‌کارند طوفان درو می‌کنند.

سلام بر تو ای بهارِ خلایق و خرمیِ روزگار

آمدن بهار را به شما تبریک می‌گویم، اما بهار حقیقی شمایید «ای بهار خلایق و خرمیِ روزگار»... شمایید آن بهاری که بعدِ آن خزان و زمستانی نیست.

«السَّلامُ عَلَىٰ رَبِيعِ الْأَنامِ، وَنَضْرَةِ الْأَيَّامِ»

از خدا مسئلت می‌کنیم تا در ظهور شما تعجیل فرماید، ای بهار حقیقی، ای امام زمان، سلام خدا بر شما