
ضمیمه شود به مطلب قبلی (ایران چه کرد...).
پدیدآورنده اثر را نمیشناسم اما دمش گرم.
جوسازی و هیاهوی غرب را رها کنید. آنها که تیز بودند، دانستند که ایران با «وعده صادق» چه کرد.
«بر من سخت است که خلق را ببینم و تو دیده نشوی...»

ضمیمه شود به مطلب قبلی (ایران چه کرد...).
پدیدآورنده اثر را نمیشناسم اما دمش گرم.
جوسازی و هیاهوی غرب را رها کنید. آنها که تیز بودند، دانستند که ایران با «وعده صادق» چه کرد.
تصویر را ببینید. نام مسیح علینژاد بالای صفحه مشخص است. طبق مندرجات صفحه، «آژانس رسانههای جهانی ایالات متحده» (USAGM) تاکنون بیش از 727,000 دلار بابت مقاصد مختلف به او پرداخته است. در تارنمای مربوطه، علت هزینهکرد هم بهاختصار نوشته شده است؛ مبالغ از سال 2015 در 39 نوبت اختصاص پیدا کردهاند و ظاهرا در سال جاری میلادی هم ادامه خواهدداشت. (برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ، روی آن کلیک کنید.)

اما چنین پولهایی برای چه منظوری پرداخت و هزینه میشوند؟ امروز دیگر کاملا آشکار است که او و امثال او جزئی از ماشین جنگ روانی غرب علیه ما هستند.
نشانی اینترنتیِ تارنما (یا وبسایت) را نوشتم تا اگر لازم بود، خودتان بررسی کنید. این وبسایت پرداختهای مالیِ دولت فدرال آمریکا را گردآوری و ثبت میکند.
https://www.usaspending.gov/recipient/1ae4153a-dd63-f4f5-0735-fa1cbf3a29d3-C/all
همهچیز عیان است و به نظرم به توضیح بیشتر نیازی ندارد. هشیار باشیم و بدانیم با چه دولتهایی در جنگیم.
یکی از ایرانیانی که در ارمنستان فروشگاه مواد غذایی ایرانی باز کرده بود میگفت، ارمنیها فلان ماکارونی ایرانی را سخت پسندیدهاند و آنرا برای هم تبلیغ میکنند1.
چندین سال پیش یکی از گردشگران خارجی، عکسها و مطالب سفرش به ایران را در صفحه شخصی خود منتشر کرده بود. ذیل مطلبی درباره غذاهای ایرانی گفتوگویی شکل گرفته و یکی از مخاطبان خارجی (قریب به مضمون) به انگلیسی نوشته بود: «اگر ایران رفتید، خوردن بربری فراموشتان نشود!»
در اکثر متنها یا ویدیوهایی که از گردشگران خارجی خوانده یا دیدهام، غذای ایرانی را پسندیده و از خوشمزگیاش گفتهاند؛ نانهای ایرانی هم که جای خود دارند. آشپزی، بهخصوص وقتی به بیرون از مرزهای کشور راه مییابد، دیگر فقط اسباب سیر کردن شکم نیست، بستری است که میتواند فرهنگ و آداب و سنن سرزمین مبدأ را هم به دیگران بشناساند.
خیلی از غذاهایی که بهسبب پیوندشان با کشوری خاص اسم در کردهاند، با ذائقه بسیاری از مردم دنیا سازگار نیستند. اما آشپزی ملل مسلمان و بهویژه ایرانیها داستان متفاوتی دارد. ترکیب و طبع و مزه غذاهای ایرانی جمع لذت و حکمت است و تقریبا هر سلیقهای را جذب میکند. مثلا توجه به طبع غذا (سردی و گرمی و خشکی و تری) و خاصیت ادویهها در طبخ، ویژگی بارز غذاهای ایرانی است. لذا در طب ایرانی بعضی از بیماریها را نه الزاما با دارو بلکه گاهی با غذاها یا شربتهای خوراکی و رایج درمان میکنند!
آداب غذا خوردن مسلمانان و توجه آنها به آنچه میخورند هم داستان شگرف دیگری است. در هیچ آیینی بهاندازه اسلام درباره آداب و بایدها و نبایدهای غذا خوردن توصیههای دقیق نداریم: چه بخوریم، چگونه بخوریم، چهوقت بخوریم و...
رعایت خضوع بر سر سفرهی نعمتهای الهی، احترام به بزرگتر بر سر سفره، خوردن سرکه یا نمک قبل و بعد از غذا و مهمتر از همه، پرهیز از خوراکیهای حرام تنها بخشی از آداب غذا خوردن مسلمانان است.
ایرانیها با ذوق و ذائقهی کمنظیرشان در طبخ غذاهای فرنگی نیز از خودِ فرنگیها پیش افتاده و برای مثال، ماکارونی را از ایتالیاییها بهتر طبخ میکنند!
غرض آنکه اگر سفارتخانهها و رایزنیهای فرهنگیِ کشورمان در شرق و غرب عالم برنامه درست و مستمری تدوین و اجرا کنند، آشپزی ایرانی در کسب اسم و رسم بهراحتی بر رستورانهای شرقی و غربی پیشی میگیرد. در آنصورت، حتی سفرهخانه و نانوایی ایرانی در خارج از کشور هم میتواند محلی برای نشر فرهنگ و سنت و ذوق و ادب ایرانی و اسلامی باشد.
پینوشت:

ما انقلاب اسلامیِ ملت ایران در سال 57 را باور داریم و ارزشهای نهفته در آن و مبتنی بر آن (مشخصاً اسلام و استقلال و آزادیِ انسان از اسارت نفس و مستکبران جهان) را نجاتبخش انسان میدانیم. و باورمان چنین است که هر جا کاستی و ضعفی رخ میدهد، نه بهعلت ناکارآمدیِ ارزشهای انقلاب اسلامی که بالعکس، نتیجهی فاصله گرفتن از آن ارزشهاست.
جمهوری اسلامی نیز مانند هر حکومت دیگری مستلزم نظارت مستمر مردم و مطالبهگری و نقشآفرینی مستقیم آنهاست تا دست افراد و جریانهای کارنابلد، فاسد یا حتی خائن به مناصب حکومتی و نهادهای تصمیمساز نرسد.
محکومیت چندین متهم دانهدرشت تنها طی چند سال اخیر، بازپسگیری چندین شرکت بزرگ در جریان واگذاریهای غیراصولی به بخش خصوصی و بازگرداندن چندین شرکت بزرگ راکد (مثل هپکو) به چرخه تولید نشان داد که مطالبهگری مردم و رسانهها اگر درست و مستمر باشد، سرانجام بر غول کریه و متعفنِ فساد فائق میآید.
جمهوری اسلامی ایران به فضل خدا در حالی وارد چهلوچهارمین سال حیات خود میشود که دامها و دسیسههای متعددی را با قدرت و سلامت پشت سر نهاده است: قائله کردستان و جنایتهای گروهکهای بیرحم و تجزیهطلب در همان سال نخست پس از انقلاب، ترور مردم و شخصیتهای نظام بهدست سازمان منافقین و دیگر گروهکهای منافق، جنگ تحمیلیِ هشتساله، تلاش دشمن برای نفوذ در لایههای مختلف حاکمیت، تحریمهای شدید اقتصادی و علمی و صنعتی و نیز هجمههای گسترده تبلیغاتی، شماری از دسیسههای قدرتها برای برانداختن نظام جمهوری اسلامی بود.
از خدا مسئلت داریم که یاریمان کند تا برای رشد و پیشرفت جامعه و کشورمان عنصر مهم و موثری باشیم و نظامی را که به بهای خون صدها هزار شهید به دستمان رسیده است، بهخوبی حراست کنیم. از حضرتش مسئلت میکنیم که این نظام و رهبر و ملت را مستدام بدارد و انقلاب ما را به انقلاب امام موعود، حضرت مهدی ارواحنا فداه و عجاللهتعالیفرجهالشریف متصل فرماید، ان شاء الله
زلزلهی خوی که رخ داد، باز همانهایی به کمک مردم رفتند که طی چند ماه گذشته آماج تهمت و ناسزای برخی افراد و جریانهای خاص بودند؛ سپاه، بسیج و گروههای جهادی و طلبه در کنار ارتش و هلال احمر به مردم عزیز خسارتدیده امداد میرسانند. البته که تهمتها و زخمزبانها تمامی ندارند. شاید در کمک به زلزلهزدگان هنوز هم کمبودهایی باشد، اما کسی که داوطلبانه زندگی گرم و نرمش را رها میکند و در سرمای زمستان به دل آوار و سرما میزند، نیتش گرهگشایی است و آنچه از دستش برمیآید انجام میدهد.
چند منطقه کشورمان همزمان درگیر برف و یخبندان است و این مزید بر علت شده تا مصرف گاز کشور بیسابقه افزایش یابد. تا جایی که مقدور است صرفهجویی کنیم تا کسی از هموطنانمان در سرما نماند، انشاءالله.

آنچه میبینید، تصویر دو قرصِ اورانیومی یا همان سوخت هستهای است؛ قطر و طول آنها از چند سانتیمتر فراتر نمیرود اما هر کدام از همین قرصهای کوچک، تقریباً معادل 1000 کیلوگرم زغال سنگ، انرژی تولید میکند.
چندسالی است که با آمدن زمستان و تابستان، مشکل کمبود برق هم خودش را نشان میدهد. از سویی مردم بابت آلودگی هوا گلایه دارند و از سوی دیگر احتمال قطعی برق صنایع یا منازل، آنها را نگران میکند؛ در هر دو مورد هم حق دارند. اما چاره چیست؟ چطور میتوان هم هوای سالمتر و هم برق کافی داشت؟
کسانی که از سر ناآگاهی، فناوری هستهای را برای کشورمان دردسرآفرین و هزینهزا میدانند، توجه ندارند که اگر برق کافی نداشته باشیم، در صنعت و تولید و آموزش و پژوهش و امنیت هم به مشکلات اساسی برمیخوریم؛ و بماند که برق فقط یکی از کاربردهای مهم فناوری هستهای است.
در حال حاضر پایدارترین و مطمئنترین برق، برق هستهای است. در تمام دنیا هیچ نوع نیروگاه دیگری وجود ندارد که با ضریب ظرفیت بیش از 90 درصد در سال، هم انرژی پایدار در اختیارتان بگذارد و هم با محیط زیست، سازگارتر باشد. انرژی پایدار یعنی انرژیِ دائمی.
برق حاصل از نیروگاههای خورشیدی و بهخصوص بادی، تا حد چشمگیری پاک و تجدیدپذیر است اما پایدار نیست، چون آفتاب همیشه نمیتابد و باد هم همیشه نمیوزد. اما برای مثال، هر نیروگاه هستهای 1000 مگاواتیِ آبفشرده فقط با 27 تن اورانیوم یک سال برایمان برق تولید میکند.
به لطف خدا ایرانِ ما فناوری هستهای را بومی و به چرخه کامل تامین سوخت هستهای دست پیدا کرده است؛ یعنی از استخراج اورانیوم گرفته تا تبدیل آن به سوخت هستهای و مدیریت پسماندهای آن را خودمان انجام میدهیم. چگونه میتوان شکر خدا را بابت چنین نعمتی به جا آورد؟ شاید کمترین کاری که میتوانیم انجام دهیم حمایت تمامقد از فناوری و صنعت هستهای است؛ فناوری و صنعتی که به برکت خون شماری از بهترین جوانان ما به دست آمده است.
امروز، 21 دی، یازدهمین سالگرد ترور دانشمند هستهای کشورمان، شهید مصطفی احمدی روشن بود.
خشم و کینه اینترنشنال و بیبیسی را در روز پیروزی فرزندان ایران دیدید؟ این روزها را خوب بهیاد بسپارید، چون کمتر فرصتی پیش میآید که خشم و نفرتشان از ما ایرانیها را چنین بیپرده و آشکار جار بزنند. آنها هرگز شادی و پیروزی این مردم را نخواستهاند و نمیخواهند. از درون لانههای گرمونرمشان مردم را به آشوب تحریک میکنند و به جان هم میاندازند، و کشته میسازند و برای کشتههایی که خود ساختهاند، ماتم میگیرند. سپس کوچکترین شادی را بر تو حرام میدانند و اگر رسوایشان کنی ناسزایت میگویند و آنچه را که لایق خودشان است به تو نسبت میدهند. ابتدا میکوشند تیم ملی کشورت را از جامی که قریب به چهار سال برای حضور در آن کوشیده است محروم کنند؛ وقتی ناکام میمانند، از بازیکنان تیم ملی کشورت میخواهند که سرود ملی ایران را نخوانند، در حالیکه پرچم همان کشور بر سینه پیراهن بازیکنان نقش بسته است! دوست دارند، پیروز نشوی و اگر پیروز شدی شادی نکنی! آنها از باخت تیم کشورت شادمان میشوند و از پیروزیش به خشم میآیند.
دشمن چه باید کند که باور کنیم دشمن ما است؟! آنها تازه پادوهای دولتهایی هستند که پیوسته برای برانداختن درخت تنومند ایران نقشه میکشند؛ ببین کارفرمایانشان چه شیاطینی هستند!
پیروزی تیم ملی کشورم را به ایرانیها و ایراندوستان تبریک میگویم
زنده و عزیز باد جمهوری اسلامی ایران، ان شاء الله
خدایا شکرت... همیشه نگهدارمان باش... نگهدار این رهبر و این ملت و پرچم باش...
پیروزی تیم ملی باغیرت و باشرف جمهوری اسلامی ایران مبارک باد، انشاءالله
عکس را در تارنمای رهبرمان امام خامنهای دیدم و از آنجا برداشتم.

میگویند حاکمیت، آنها را از تجزیه و سوریهای شدن ایران میترساند. میگویم، تجزیه ایران تهدید یا توهم نیست، واقعیتی است که برگهای تاریخ ایران در سالهای 58 و 59 شمسی بر آن گواهی میدهند. اگر تاب دیدن و خواندش را دارید، ورق بزنید.
شاید این روزها فرازی از تاریخ ایران تکرار میشود. و همچون گذشته، باز ایران عزیز است که میماند، ان شاء الله
سلام
شما ای برادر و خواهر، میگویی تحت تاثیر شبکههایی که با کشورت خصومت دارند، نیستی و مستقل میاندیشی اما داری حرف همانها را تکرار میکنی! صادق باشیم: آیا پیش از این، مهساها و نیکاها و حدیثها و ساریناها و اسراها را میشناختی؟ نخستین بار نام آنها را از کجا شنیدی؟ چه کسانی اولبار خبر فوت آنها را قتل خواندند و آنرا به گردن حاکمیت انداختند؟ چه کسانی درخصوص جنایت حرم حضرت شاهچراغ علیهالسلام و ترورهای کور مردم در نقاط مختلف ایران، در دلت تردید افکندند و جمهوری اسلامی را متهم کردند؟ میبینی چگونه فضا را با روایت خودشان پر میکنند و مخاطب میپندارد که روایت مستقل خود را دارد.
دعا میکنم حقیقت از میانه غبار فتنهها آشکار شود، ان شاء الله
سعودیاینترنشنال بازی زشت و خطرناکی را شروع کرده است؛ هرچند از سعودیها انتظاری جز این نمیرفت.
حتی در جنگ رسانهای هم دشمنت هراندازه لاقید و فریبکار باشد، قاعدتا اصول بدیهی و حداقلی را رعایت میکند، چون میداند روز فقط امروز نیست و خورشید هم همیشه پشت ابر نمیماند. اما تریبون فارسیگویِ «بن سلمان» و «سعود القحطانی» از روی شتابزدگی و یا سهلاندیشی که ظاهرا ویژگی جداییناپذیر سعودیها است، هرچه داشتند را یکجا رو کردند.
بازی «کار خودشونه» شاید مدتی جواب دهد اما مخاطب آگاه، هرقدر هم پروپاقرص، سرانجام روزی با قیاس روایتها و تحلیل اخبار و اوضاع، به خود میآید.
از نظر سعودیاینترنشنال دختران جوانی که در ایران فوت میکنند، به دست نیروهای نظامی یا امنیتی ایران کشته شدهاند، حتی اگر خلافش ثابت شود! مخاطب چنین شبکههایی باید از خود بپرسد که اصولاً حکومتی مفروض فارغ از اعتقاداتش چرا باید هر از گاهی خون دختر نوجوانی را بریزد و عده بیشتری را علیه خود بشوراند؟!
فضای رسانه را چنان بههم ریختهاند که تکذبیه خانوادههای مرحومین و شواهد قابل اتکا نیز در چنین فضای مسمومی چنان که باید دیده و شنیده نمیشود.
کار من پیشبینی نیست، اما عقل سلیم میگوید این میزان سمی که سعودیاینترنشنال ناشیانه و بیمهابا در فضای رسانه و اندیشه میپراکند، بهزودی هم خود و هم کارفرمایش را مسموم میکند.

بهلطف خدا روز یکشنبه موتور مرحله اول سوخت جامد «رافع» با موشک ماهوارهبر «قائم 100» آزمایش موفق زیرمداری خود را پشت سر گذاشت. هم «رافع» و هم ماهوارهبرِ «قائم 100» برای صنعت فضایی و نظامی کشورمان مهم هستند. «رافع» موتور مرحله اول سوخت جامد است. موتور مرحله اول، وظیفه مهمی بهعهده دارد چون باید با غلبه بر جاذبه، موشک ماهوارهبر و محموله آنرا از زمین جدا کند به ارتفاع تعیین شده انتقالشان دهد. سپس موتور مرحله اول جدا میشود و معمولا با بازگشت به جو زمین میسوزد و چیز زیادی از آن به زمین بازنمیگردد. اگر مقصد موردنظر در ارتفاعات بالاتری باشد، ماهوارهبر باید به موتورهای مرحله دوم و حتی سوم مجهز باشد و آنها را بهنوبت روشن کند تا نهایتا به ارتفاع موردنظر برسد و ماهواره یا دیگر محمولههای خود را مدار تزریق کند.

موشکهای سوخت جامد در مقایسه با موشکهای سوخت مایع مزایایی دارند؛ برای مثال، نگهداری آنها آسانتر است و لازم نیست در پایگاه فضایی سوختگیری شوند.
«قائم 100» اولین ماهوارهبرِ سهمرحلهای سوخت جامد کشورمان است که سپاه پاسداران آنرا جایگزین ماهوارهبر قاصد خواهدکرد. سپاه قبلا دو ماهواره نظامی نور 1 و نور 2 را با ماهوارهبر دومرحلهای قاصد در مدار مستقر کرده بود. «قائم 100» میتواند ماهوارههایی تا جرم 80 کیلوگرم را به ارتفاع 500 کیلومتری از سطح زمین منتقل کند. با آغاز بهرهبرداری از ماهوارهبر «قائم 100»، ماهواره «ناهید» وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران بوسیله قائم 100 به فضا پرتاب خواهدشد، انشاءالله
با هیچ توجیهی نمیشود آنها را معترض خواند. پنجشنبه روحانی مسجدی در زاهدان به ضرب گلوله آنها به شهادت رسید. در کرج و محدوده آرامستان بهشت حضرت سکینه (س) یک بسیجی را به شهادت رساندند و چهار نیروی پلیس و یک روحانی را بهطرز فجیعی مجروح کردند. آنچه کردند در شأن انسان نبود، ایرانی و مسلمان که جای خود دارد. اوباش، پیکرهای بیجان و نیمهجان را هم سنگ یا چاقو و لگد میزدند. درشگفتم از کسانی که باز حاکمیت را به خشونت متهم میکنند.
دولتهای غربی و رسانههایشان در خارج از مرزها عروسکهایشان را تهییج میکنند تا آتش آشوب و ناامنی را روشن نگاه دارند. چنین فجایعی از جوان و نوجوان عادی ولو معترض برنمیآید؛ پس، از آنها میخواهم نیک بنگرند و نیک بیاندیشند که چه کسانی از چنین آشوبی سود میبرد؛ سر افعی همانجاست.
فیلم و تصاویر مربوطه دردناک و دلخراشند. کسانی که تاب دیدنش را ندارند، نبینند (فیلم حمله اوباش به پلیس)
پسر از دست داده بود. گویی اما جای آنکه ما او را دلداری دهیم، او ما را دلداری داد: «مِثلِ پسرِ من زیاده.»
آرام و با اطمینان گفت. اندوه و افتخار توأمان در وجودم پیچید.
عرض احترام به پدر شهید حمزه علینژاد، از شهدای اغتشاشات آبان 1401